زن ايرانى از يك خانوادهء اشرافى گرفت و بامر شاه بآسياى صغير رفته مدّتها با نهايت خوشى و اطمينان خاطر در آنجا بزيست . در اين مدت همواره مورد ملاطفت شاه و ، مانند يكى از رجال بزرگ پارس ، طرف توجه بود . قابل ذكر است ، كه تميستوكل در ماگنزى مانند ولات و حكّام سكه زده است و دو نمونه از اين سكهها بدست آمده . از يكى از نمونهها معلوم است ، كه او استفاده هم ميكرده ( نلدكه ، تتبّعات الخ ، صفحهء 80 ) . در اين زمان اردشير بامور آسياى عليا ( يعنى باختر . م . ) اشتغال داشت و بامور يونان توجهى نميكرد ، ولى شورش مصر با كمك آتنىها و پيشرفتهاى بحريهء يونان در قبرس و كيليكيّه اردشير را مجبور كرد ، توجّهء خود را به طرف مغرب معطوف و جلوگيرى از قوى شدن يونان كند . در اين احوال از دربار حكمى به تميستوكل رسيد ، كه رياست دستهاى را از قشون ايران برعهده گرفته با يونانيها بجنگد . تميستوكل در موقع بدى واقع شد ، چه ، باوجود رنجشهائى كه از يونانيها داشت ، نمىخواست بر آنان قيام كند و بدست خود خطّ بطلان بر خدمات نمايان خود بيونان بكشد ، بخصوص كه فرماندهان قشون آتن اشخاصى بودند مانند سيمون ، كه اقبال همهجا با آنها بود . بنابراين تصميم كرد خود را بكشد و با اين مقصود دوستان خود را طلبيده و با آنها وداع كرده خون گاو آشاميد ، يا بقول بعضى زهر قوى خورد و در سنّ 65 سالگى درگذشت .
شاه ، وقتي كه خبر فوت تميستوكل را شنيد و جهت آن را دانست ، او را بيش از زمان حياتش ستود و نسبت بخانواده و دوستان او نيكيها كرد . تميستوكل را در ماگنزى دفن كردند و اهالى آن مقبرهء قشنگى براى او ساختند . در خاتمه پلوتارك گويد ، كه تا زمان او اعقاب تميستوكل داراى امتيازاتى در ماگنزى ميباشند .
اين است آنچه پلوتارك دربارهء تميستوكل گويد . روايت ديودور هم تقريبا چنين است ، ولى در بعض جاها تفاوتهائى با نوشتههاى پلوتارك دارد ، كه ذكر مىكنيم . مورّخ مذكور گويد ( كتاب 11 ، بند 57 ) وقتى كه تميستوكل در نهان بدربار ايران رسيد و بحضور شاه باريافت ، دشمنى نيرومند در اينجا براى او پيدا شد . توضيح آنكه
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 919
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٩١٩