تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1161

مساهمون:

ص١١٦١
چيزهاى ديگر ، كه براى خانهء خدايت لازم باشد ، هرچه براى تو اتّفاق افتد ، كه بدهى ، از خزانهء پادشاه بده و از من ارتخشثتا پادشاه فرمانى بتمامى خزانه‌داران ماوراىنهر صادر شده است ، كه هرچه عزراى كاهن و كاتب شريعت خداى آسمان از شما بخواهد ، بتعجيل كرده شود ، تا صد وزنه نقره و صد كرّ گندم و تا صد بتّ شراب و تا صد بتّ روغن و از نمك هرچه بخواهد ، هرچه خداى آسمان فرموده باشد ، براى خانه خداى آسمان بلا تأخير كرده شود ، زيرا چرا غضب بر ملك پادشاه و پسرانش وارد آيد و شما را اطّلاع مىدهم ، كه بر همهء كاهنان و لاويان و مغنّيان و درباريان و نتينيم و خادمان اين خانه خدا جزيه و خراج و باج نهادن جائز نيست و ، تو اى عزرا ، موافق حكمت خدايت ، كه در دست تو مىباشد ، قاضيان و داوران از همهء آنانيكه شرايع خدايت را ميدانند ، نصب كن ، تا بر جميع اهل ماوراىنهر داورى كنند و آنانيرا ، كه نميدانند ، تعليم دهند و هركه بشريعت خدايت و بفرمان پادشاه عمل نكند ، بر او بىمحابا حكم شود ، خواه بقتل يا بجلاى وطن يا بضبط اموال يا بحبس » . بعد عزرا شرح ميدهد ، چه كسانى با او از بابل به اورشليم رفتند و او در آنجا سيزده سال بماند و موافق فرمان شاه رفتار كرد . عزرا راجع به مقدار طلا و نقره و ظروف و ساير اشيائى ، كه با خود براى اورشليم برده ، در باب هشتم چنين گويد : « نقره و طلا و ظروف هديه خداى ما را ، كه پادشاه و مشيران و سرورانش و تمام اسرائيليهائى ، كه حضور داشتند ، داده بودند ، بايشان ( يعنى رؤساء كهنه ) وزن نمودم پس ششصد و پنجاه وزنه نقره و صد وزنه ظروف نقره و صد وزنه طلا بدست ايشان وزن كردم و بيست طاس طلا هزار درهم و دو ظرف برنج صيقلي خالص ، كه مثل طلا گرانبها بود و بايشان گفتم ، شما براى خداوند مقدّس ميباشيد و ظروف نيز مقدّس است و نقره طلا به جهت يهوه خداى پدران شما هديهء تبرّعى است . پس بيدار باشيد و اين‌ها را حفظ كنيد ، تا بحضور رؤساء كهنه و لاويان و سروران آباى اسرائيل در اورشليم بحجره‌هاى خانهء خداوند به وزن بسپاريد » .

حكايت نحميا

از آنجا كه گفته‌هاى نحميا دنبالهء گفته‌هاى عزرا مىباشد ، معلوم است ، كه اين حكايت هم راجع به زمان اردشير
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1161 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )