و او در شريعت موسى ، كه يهوه خداى اسرائيل آن را داده بود ، كاتب ماهر بود و پادشاه بر وفق دست يهوه خدايش ، كه با وى ميبود ، هرچه را كه او مىخواست ، بوى ميداد و بعضى از بنى اسرائيل و كاهنان و لاويان « 1 » و مغنيّان و دربانان و نتينيم « 2 » نيز در سال هفتم ارتخشثتا پادشاه باورشليم برآمدند و او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه به اورشليم رسيد ، زيرا در روز اوّل ماه اوّل بيرون رفتن از بابل شروع كرد و در روز اوّل ماه پنجم بر وفق دست نيكوى خدايش ، كه با وى ميبود ، به اورشليم رسيد . . . . . . اين است صورت مكتوبى ، كه ارتخشثتا پادشاه بعزراى كاهن و كاتب ، كه كاتب كلمات وصاياى خداوند و فرائض او بر اسرائيل بود ، داد . از جانب ارتخشثتا شاهنشاه بعزراى كاهن و كاتب كامل شريعت خداى آسمان .
امّا بعد فرمانى از من صادر شد ، كه هركدام از قوم اسرائيل و كاهنان و لاويان ايشان ، كه در سلطنت من هستند ، و برفتن همراه تو به اورشليم راضى باشند بروند . چونكه تو از جانب پادشاه و هفت مشير او فرستاده شدهاى « 3 » ، تا دربارهء يهودا و اورشليم بر وفق شريعت خدايت ، كه در دست تو است ، تفحّص كنى و نقره و طلائى را ، كه پادشاه و مشيرانش براى خداى اسرائيل ، كه مسكن او در اورشليم مىباشد ، بذل كردهاند ، ببرى و نيز تمامى نقره و طلائى را ، كه در تمامى ولايت بابل بيابى با هداياى تبرّعى ، كه قوم و كاهنان براى خانهء خداى خود ، كه در اورشليم است ، دادهاند ، ببرى . لهذا با اين نقره گاوان و قوچها و برهها و هداياى آردى و هداياى ريختنى آنها را باهتمام بخر و آنها را بر مذبح خانهء خداى خودتان ، كه در اورشليم است ، بگذران و هرچه به نظر تو و برادرانت پسند آيد ، كه با بقيّهء نقره و طلا بكنيد ، برحسب ارادهء خداى خود به عمل آوريد و ، ظروفيكه به جهت خدمت خانهء خدايت به تو داده شده است ، آنها را بحضور خداى اورشليم تسليم كن و امّا
هامش
( 1 ) - لاويان - يعنى اشخاصى ، كه از اولاد لاوى سوّمين پسر يعقوباند - گاهى اين لفظ بمعنى كاهنان استعمال شده .
( 2 ) - نتينيم - طبقهاى از خدمتگذاران دينى ، كه كارشان پستتر و سبكتر از لاويان بود .
( 3 ) - اينها همان قضاة پادشاهى بودهاند ، كه مورّخين يونانى مكرّر ببودن آنها اشاره كردهاند .