تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1157

مساهمون:

ص١١٥٧
گويد ( كتاب 10 ، بند 1 - 2 ) ، كه پنجاه نفر از برادران داريوش در اين جنايت شركت داشتند و پس از قتل داريوش زنان و اولاد او را هم كشتند ، ولى اين روايت نبايد صحيح باشد ، زيرا اكثر اولاد اردشير در حيات او مرده بودند و ديگر اينكه پلوتارك در باب قتل زنان و اولاد داريوش ساكت است .

قتل آرياسپ « 1 » و آرسان « 2 »

اخس پس از قتل داريوش اميدوار گشت ، كه به مقصود خود خواهد رسيد ، بخصوص ، كه آتس‌سا با او همراه بود ، ولى دو مانع در پيش داشت : اوّلا اردشير از زن عقدى پسرى داشت آرياسپ نام ، كه بعد از قتل داريوش بتخت سلطنت از همه نزديكتر بود . علاوه بر اينكه او از اخس بزرگتر بود ، از جهت خلق خوش و حسّيّات ملايمى كه داشت ، پارسىها او را دوست ميداشتند . مانع ديگر آرسان ، زادهء يكى از زنان غيرعقدى اردشير ، بود ، كه شاه او را بسيار دوست ميداشت . اخس مصمّم شد ، كه هر دو مانع را از پيش بردارد و براى هلاك كردن آرياسپ اشخاصى را از محارم و نزديكان شاه تحريك كرد ، كه همواره خبرهاى بد به او داده ذهنى او كنند ، كه شاه از پسرش ظنين است و تصوّر مىكند ، كه او هم در كنكاش داريوش دست داشته . اين نوع خبرها بقدرى متواترا به او رسيد و چنان او را بگرفتار شدن و زجرهاى گوناگون تهديد كردند ، تا بالاخره آرياسپ ترجيح داد بدست خود كشته شده از شكنجه‌ها و زجرهائى ، كه براى او توصيف ميكردند ، برهد . با اين تصميم شربتى براى خود تهيّه كرده آشاميد و درگذشت . اردشير از فوت او در اندوهى عميق فرو رفت و زار بر پسر خود گريست . گويند ، جهت مرگ او را فهميد ، ولى بواسطهء كهولت نتوانست امر بتحقيقات و كشف قضيّه كند و بالنتيجه اين واقعه را برو نياورده تمام محبّت خود را به آرسان متوجّه داشت و او را مورد اعتماد خود قرار داد . اخس ، چون ديد ، آرسان آخرين مانعى است ، كه در پيش دارد ، بر اتلاف او نيز كمر بست و هارپات « 3 » پسر تيرىباذ را بر آن داشت ، كه او را بكشد .
هامش
( 1 ) -Ariaspes .( 2 ) -Arsanes .( 3 ) -Harpate .