تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1143

مساهمون:

ص١١٤٣
والى كاتاانى « 1 » به كار برد . والى مزبور ، نظر باينكه ايالت او داراى معابر تنگ و جنگلهاى زياد بود و با قوّهء كم ميتوانست در مقابل لشكر زياد پا فشارد ، ياغى شده مالياتى را ، كه براى دربار حمل ميكردند ، ضبط كرده بود . داتام ، با اينكه منافعش اقتضاء ميكرد بمصر برود ، براى اجراى امر شاه با چند نفر از مردان كارآزمودهء جنگى بكشتى نشسته به كيليكيّه درآمد و بعد ، از كوههاى توروس « 2 » عبور كرده وارد ايالت آس‌پيس شد . والى ياغى ، چون خبر آمدن داتام را شنيد از پىسيديان « 3 » كمك طلبيد و داراى قوّهء زياد گرديد ، ولى داتام ، بىاينكه متزلزل شود ، با نهايت جرئت و جلادت بر آس‌پيس تاخت و ، چون والى ياغى وضع را چنين ديد ، خود را باخت و تسليم گرديد و داتام اسير را به مهرداد پسر آرىبرزن سپرد ، تا او را بدربار شاه برد . در اين احوال ، كه داتام بتسويهء قضيّهء آس‌پيس پرداخته بود ، اردشير پشيمان شد از اينكه داتام يكى از بهترين سرداران خود را از جنگ مهمى مانند جنگ مصر بازداشته و چاپارى به آسه « 4 » مقرّ قشون ايران ، كه ميبايست به مصر حمله برد ، فرستاد ، تا به داتام بگويد از محلّ مزبور حركت نكند . چاپار شاه در راه باشخاصى ، كه آس‌پيس را بدربار ميبردند ، برخورد و اين نكته ، كه داتام به اين زودى بهره‌مند گرديده ، اثر بسيار خوبى در شاه كرد و داتام نزد اردشير بسيار مقرّب و مورد اعتماد شد ، ولى درباريان بر او حسد برده هم‌عهد شدند ، كه او را هلاك كنند . شخصى در دربار بود پانداتس نام ، كه حفاظت خزانه را برعهده داشت ، او از كنكاش درباريان نسبت به داتام آگاه شده وى را مطّلع داشت و به او رسانيد ، كه ، اگر در جنگ مصر بهره‌مند نگردد ، دوچار مخاطره‌اى بزرگ خواهد شد . داتام ترديد در صحّت اين خبر نكرد و با چند نفر از همراهان صديق خود از خدمت اردشير دست كشيده به طرف كاپادوكيّه رفت و از آنجا به پافلاگونيه درآمده آن را تسخير كرد . در اين احوال به او خبر رسيد ، كه پىسيديان ميخواهند بر او قيام كنند ، داتام پسر خود را به قصد آنها روانه كرد و او در جنگ كشته شد .
هامش
( 1 ) -Cataonie .( 2 ) -Taurus .( 3 ) -Pisidiens .( 4 ) -Ake ( Ace ) .