تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1141

مساهمون:

ص١١٤١
ديودور ، يعنى موافق سال سوّم المپياد يكصد و چهارم ، اين وقايع در 362 ق . م روى داده ، ولي از روايت پلوتارك ( آژزيلاس ، بند 46 ) معلوم است ، كه ديودور اسم پادشاه مصر را بجاى نكتانب تاخس نوشته . موافق گفتهء پلوتارك نكتانب هداياى زياد و دويست تالان نقره به آژزيلاس داده او را بيونان روانه كرد . بعد پادشاه اسپارت در موقع مسافرت مرد و ، چون عسل براى بلسان كردن بدن او پيدا نشد ، بجاى آن موم به كار بردند . در خاتمه زايد نيست گفته شود : موافق نوشته‌هاى مان‌تن مصريها شاهان ايران را از كبوجيه تا داريوش دوّم بيست و هفتمين سلسلهء فراعنهء خود ميدانستند و ، پس از شورش مصر در سلطنت داريوش دوّم ، اين اشخاص را فراعنهء خود محسوب ميداشتند : سلسلهء 28 - آميرته ، سلسلهء 29 - نفريت ، آخريس و فسمتيخ ، سلسلهء 30 - نكتانب اوّل ، تاخس ، نكتانب دوّم . در زمان نكتانب دوّم ، چنان كه بيايد ، مصر از نو جزو ممالك ايران گرديد « 1 » .

مبحث سيزدهم - قضاياى داتام « 2 »

از وقايع سلطنت اردشير يكى هم قضاياى داتام است و در اين باب كرنليوس نپوس « 3 » نويسندهء رومى چنين گويد ( داتام ، بند 1 - 11 ) : در سفر جنگى اردشير بمملكت كادوسيان كاميسار « 4 » نامى ، كه حكومت لك‌سيرى « 5 » را داشت ، كشته شد . ( اين ولايت قسمتى از كاپادوكيّه و مجاور كيليكيّه بود ) . كاميسار از اهل كاريّه بشمار ميرفت ، ولى زنى داشت سكائى و از او پسرى داتام نام ، كه بعد از پدر در ولايت مزبور جانشين او شد . اوّل دفعه‌اى ، كه داتام شجاعت و كفايت خود را نشان داد ، در قضيّهء تيوس « 6 » پادشاه پافلاگونيّه بود ، كه نيز با اردشير مخالفت ميكرد . چون تيوس با داتام قرابت داشت ، او در ابتداء ملايمت به كار برد ، تا مگر پادشاه مزبور را باطاعت
هامش
( 1 ) - ابو ريحان بيرونى در آثار الباقيه ( صفحهء 91 ، چاپ ليپ‌سيك 1923 ) اسامى پادشاهان مصر را پس از شورش آن در زمان داريوش دوّم چنين نوشته : آمرطيوس ، نافرطاس ، اوخرس ، فساموث و موثاطوس ، ناقاطانباس ، طوس ، ناقاطانباس . از مقايسه معلوم است ، كه اين اسامى مصحّف اسامى مذكور است . ( 2 ) -Datame .( 3 ) -Cornelius Nepos .( 4 ) -Camisar .( 5 ) -Leucosyrie .( 6 ) -Thyus .