تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1146

مساهمون:

ص١١٤٦
كشت ، و حال آنكه تلفات او فقط هزار نفر بود . پس از آن داتام باز برترى خود را حفظ كرد ، زيرا فقط وقتى بدشمن حمله ميكرد ، كه موقع نظامى را براى زيادى قواى دشمن و كمى قشون خود مناسب ميديد ، يعنى وقتى كه حساب كرده به اين نتيجه مىرسيد ، كه بواسطهء معبرهاى تنگ سپاهيان شاه نميتوانند از فزونى عدّه‌شان استفاده كنند . بالاخره اوتوفرادات ديد ، كه نتيجهء جنگ براى شاه و خود او خطرناك است و بنابراين با داتام داخل مذاكره شد ، كه او با شاه صلح كند و صلح انجام يافت ، ولى اردشير كينهء داتام را بدل گرفت و با اين مقصود دام‌هائى براى او گسترد و داتام هر دفعه بواسطهء زرنگى با بهره‌مندى از اين دام‌ها بيرون جست ، تا آنكه بالاخره مهرداد پسر آرىبرزن خائنانه اين سردار رشيد را كشت ، توضيح آنكه به اردشير وعده كرد داتام را بكشد ، مشروط بر اينكه پس از آن شاه به او اجازه دهد ، هر آنچه خواهد بكند و براى استحكام عهد و پيمان ، چنان كه عادت پارسيان است ، صورت يك دست راست را براى او بفرستد . اردشير چنين كرد و مهرداد وانمود ، كه بشاه ياغى شده و پس از چندى روابطى با داتام يافت . زمانى گذشت ، تا مهرداد دريافت ، كه جلب اعتماد داتام را كرده و از او خواست يكديگر را ملاقات و نقشهء جنگ بزرگى را بر ضدّ شاه طرح كنند . داتام راضى شد و محلّ و روز ملاقات معيّن گرديد . مهرداد قبل از روز موعود بمحلّ مزبور رفته شمشيرهائى جداجدا زير خاك كرد . بعد در روز معهود داتام و مهرداد يكديگر را ملاقات كردند و پس از آنكه داتام از مهرداد مفارقت جست ، هنوز خيلى دور نشده بود ، كه شنيد مهرداد او را صدا مىكند و ميگويد ، مطلبى را فراموش كرده مذاكره كند . داتام برگشت و مهرداد شمشيرى از خاك بيرون كشيده زير لباس پنهان كرد و ، همين كه داتام به او رسيد ، محلّى را نشان داده گفت ، اينجا براى اردوگاه خيلى مناسب است و ، چون داتام برگشت ، كه آن محلّ را ببيند ، مهرداد شمشير را از پشت بتن او فرو برد و او در حال افتاد و درگذشت . كرنليوس‌نپوس در خاتمه گويد : « اين مرد بزرگ ، كه بواسطهء زرنگى و احتياط نسبت بعدّه‌اى زياد از دشمنان خود
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1146 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )