تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1122

مساهمون:

ص١١٢٢
به دو گفت : « تيماگراس ، اين ميز را بخاطر دار ، بىجهت نيست ، كه آن را به اين خوبى چيده‌اند » . مقصود استان اين نبود ، كه حق‌ّشناسى او را با اين حرف تحريك كند ، بلكه ميخواست او را ، در ازاى خيانتى كه مىكند ، توبيخ كرده باشد . اين شخص ، وقتى كه به آتن برگشت ، از اين جهت ، كه پولى از شاه گرفته بود ، محكوم باعدام شد » . از نوشته‌هاى پلوتارك معلوم است ، كه معاهدهء آنتالسيداس بحسّيّات يونانىها بسيار گران آمده ، على الخصوص كه به شكل فرمانى از طرف اردشير صادر شده بود . چنان كه بيايد ، از اين زمان تا قوّت يافتن فيليپ مقدونى و استيلاى او بر يونان ، اين فرمان مبناى روابط دول يونانى با يكديگر گرديد و ، هر زمان كه طرفى ميخواست از آن تخطّى كند ، طرف ديگر دخالت ايران را خواستار ميشد . از اين جهت بعضى به اين عقيده‌اند ، كه عدم بهره‌مندى خشيارشا را در يونان اين فرمان جبران كرد و يونان تابع سياست دربار ايران گرديد . نلدكه گويد : « در دربار پارسى اهميّت واقعى اين سند را نميتوانستند بفهمند ، زيرا طبيعى ميدانستند ، كه رئيس يك دولت جهانى بايد فقط حكم كند . رجال دولت پارس ، كه از اوضاع مطّلع بودند ، با زحمت توانستند آزادى جزائر يونانى را بشناسانند . به نظر آنان اسپارتيها فايدهء بزرگى از اين صلح بردند ، زيرا از آنچه داشتند چيزى را گم نكردند ، ولى شناسائى استقلال شهرهاى كوچك ، شهرهائى را ، كه خاك ديگران را تابع خودشان كرده بودند ، بسيار محدود ساخت ، مثلا تب ، كه پاىتخت ب‌اسى بود ، يكى از شهرهاى آزاد اين ولايت گرديد و عدّهء اين شهرها زياد بود . بنابراين يونان بهزار پارچه تقسيم شد و اسپارت ، كه نمىخواست بتبعهء خود همين آزادى را بدهد ، حالا ميتوانست بر شهرهاى آزاد استيلا يابد و اين دولت در مدّت تقريبا 16 سال از اين صلح استفاده‌ها كرد . آتن ، كه خرد خرد رو ببهبودى ميرفت ، سه جزيره بموجب اين صلح دريافت كرد ، ولى در هيچ جاى يونان مانند آتن حسّ نكردند ، كه صلحى كه بوسيلهء فرمان شاه برقرار شده ، چقدر موهن است . آيا در اينموقع شاه با اين فرمان بيونانيها حكم نميكرد ، چنان كه