قشون و گائو « 1 » رئيس بحريّهء ايران شورش را فرونشاندند ، سپس به كيليكيّه رفته آذوقهء وافر به قبرس آوردند و آرامش در اردو برقرار شد . به اواگرس هم از آخريس پادشاه مصر غلّه و پول و ملزومات رسيد و ، چون اواگراس ديد قوّهء بحريّهء او نسبت بقوّهء ايران خيلي كمتر است ، شصت كشتى ديگر تجهيز و پنجاه كشتى هم از مصر تقاضا كرد و بدست آورد . بعد چون شنيد ، كه بحريّهء ايران در سىسيوم « 2 » است ، ناگهان بر آن تاخته در ابتداء بهرهمندى يافت ، توضيح آنكه چند كشتى را خراب كرده عدّهاى هم كشتى گرفت ، ولي ، چون گائو امير البحر ايران و ساير رؤساء پافشردند ، جنگى سخت بين فريقين روى داد ، كه باوجود بهرهمندى اواگراس در ابتداء ، بالاخره بواسطهء مقاومت ايرانىها قواى او درهم شكست ، كشتىهاى زياد از بحريّهء او تلف شد و خود اواگراس فرار كرد . پس از آن ايرانىها قواى برّى و بحرى خود را در سىسيوم جمع كرده و به سالامين پرداخته از هرطرف آن را محاصره كردند و تيرىباذ بدربار رفت ، تا خبر فتح را بشاه برساند . اردشير دوهزار تالان « 3 » به او داده مأمورش كرد ، كه جنگ را به آخر برساند . امّا اواگراس ، كه بسبب بهرهمندىهاى سابقش در خشكى بقواى خود مطمئن بود ، پس از شكست فاحش در دريا مأيوس گرديد و ، چون بالاخره باز مصمّم شد ، كه جنگ را ادامه دهد ، شبانه با ده كشتى جنگى فرار كرده بمصر رفت و پسر خود پىتاگراس « 4 » را در سالامين گذارد . بعد از ورود بمصر ، از پادشاه آن تقاضا كرد ، كه كمك جدّى كند ، چه در نتيجهء جنگ هر دو سهيم بودند . پادشاه مزبور پولي به او داد ، ولى نه باندازهاى ، كه او منتظر بود . باوجود اين اواگراس به قبرس بازگشت ، تا بجنگ ادامه دهد ، ولى پس از ورود ، چون ديد كه سالامين سخت از هرطرف محصور است و متّحدين او وى را رها كردهاند ، حاضر شد ، كه با سردار كلّ قشون ايران داخل مذاكره شود . تيرىباذ ، كه فرماندهء كلّ قشون بود ، اعلام كرد ، دست از جنگ بر نخواهد داشت ، مگر اينكه اواگراس تمام
هامش
( 1 ) -Gao .( 2 ) -Citium ( Kition . )( 3 ) - تقريبا 12 ميليون فرنگ طلا يا 60 ميليون ريال .
( 4 ) -Pythagoras .