تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1060

مساهمون:

ص١٠٦٠
مىگستراند . ما هم نبايد انتظارى از او داشته باشيم ، چه ما همان كسانى هستيم ، كه ميخواستيم او را از تخت شاهى پائين آورده بنده‌اش كنيم و حتّى ، اگر ميتوانستيم ، او را بكشيم . همهء صاحب‌منصبان پروكسن حرفهاى او را تصديق كردند و فقط يك نفر آپولّونيدس « 1 » نام گفت ، بايد راهى پيدا كرد و با شاه كنار آمد . در ازاى اين پيشنهاد ، كزنفون و ديگران بر او تاخته بيرونش كردند و بعد شبانه تمام صاحب‌منصبان جمع شده قرار دادند ، كه بىدرنگ سردار و سركردگانى بجاى آنهائيكه گرفتار شده‌اند ، انتخاب كنند ، تا نظم و اطاعت نظامى قشون مختلّ نشود و از جمله كزنفون بجاى پروكسن انتخاب شد .

نطق صاحبمنصبان يونانى

همين كه سپيدهء صبح دميد ، صاحبمنصبانى ، كه تازه انتخاب شده بودند ، در مركز اردو جمع شده سپاهيان يونانى را جمع كردند و هركدام از سه نفر رئيس ، يعنى خيرىسف و كل‌انر و كزنفون برخاسته نطق‌هاى مهيّج خطاب بسربازان كردند . مضمون نطق‌ها اين بود : پارسىها و آرىيه ما را فريب دادند و ، باوجود معاهده و قسم‌هاى شداد ، نقض قول و عهد كردند . ديگر اطمينانى به آنها نيست و ما بايد سعى كنيم ، كه مقاومت كرده فاتح شويم و ، اگر هم فاتح نشديم ، تماما بميريم ، زيرا اگر بدست دشمن افتيم ، باز بايد بميريم ، ولى با شكنجه و زجرهائى ، كه خدايان نصيب دشمنان ما هم نكند . كزنفون براى تحريك سربازان يونانى جنگهاى خشيارشا را با يونان و رشادت يونانىها را بخاطر آنها آورد و سپس از جنگ كونّاكسا و فتح يونانىها نسبت بميسرهء قشون اردشير سخن رانده گفت ، مزاياى دشمن بر ما فقط از اين است ، كه ما سواره‌نظام دشمن را نداريم ، ولى هيچ شنيده نشده است ، كه كسى در جنگ از گزيدن اسب يا لگد زدنش مرده باشد . بالاخره اهميت در مردى است ، كه بر روى اسب نشسته و ، چون او بر اسب قرار گرفته و ما بر زمين استواريم ، باز شجاعت ما كار خود را خواهد كرد . امّا اين نكته ، كه تيسافرن با ما نخواهد بود ، نبايد باعث دغدغهء شما گردد ، زيرا نبودن چنين شخصى ، كه همواره
هامش
( 1 ) -Apollonides .