جنگى كوروش ، كتاب 1 ، فصل 10 ) : سر و دست كوروش را بريدند و سپاه اردشير قشون كوروش را تعقيب كرده باردوى او داخل شد . آرىيه « 1 » فرماندهء سپاه ايرانى ، چون اردشير را فاتح ديد ، ديگر مخالفت نكرد و با قشون ابواب جمعى خود بمسافت چهار فرسنگ از دشت نبرد دور شده در جائى ، كه شب قبل را بسر برده بود ، اردو زد . سپاهيان اردشير اردوى كوروش را غارت كردند و زن غيرعقدى او ميرتو « 2 » نام اسير شد . در اينوقت اردشير از يونانىها به قدر سى استاد دور بود . آنها فراريان قشون شاهى را تعقيب ميكردند و پنداشته بودند ، كه فاتحاند .
از طرف ديگر قشون اردشير اردوى دشمن را مانند فاتحى غارت ميكرد . بعد بيونانيها خبر رسيد ، كه قشون شاه اردوى آنان را غارت مىكند و كلآرخ با صاحبمنصبان خود شور كرد ، كه با تمام قشون يونانى براى حفظ اردو حركت كند يا فقط دستهاى را بفرستد . شاه نيز ، چون بوسيله تيسافرن مطلّع شد ، كه فراريهاى لشكر او را يونانيان تعقيب ميكنند ، سپاهيان خود را جمع كرده هريك را بصف خود گماشت .
بعد شاه پيش رفت ، مثل اينكه ميخواست حمله به پس قراول يونانى كند يونانيها ملتفت گرديده براى جنگ حاضر شدند ، ولى شاه برگشت و دستهء سپاهيان تيسافرن را برداشته با خود برد . كارهاى دستهء اين سردار چنين بود ، كه در حملهء اوّلى يونانيها فرار نكرد و بعد تيسافرن با سوارهنظام خود به طول رود فرات حركت كرده داخل منطقهء سپاهيان سبك اسلحهء يونانى شد و يونانيها به او راه داده سپس تگرگ تير بر او بباريدند ، بىاينكه بيك نفر هم آسيبى رسانيده باشند . پس از آن ، چون تيسافرن ديد ، كه نميتواند از نو حمله كند ، برگشته به طرف اردوگاه يونانى رفت و در اينجا قواى خود را بقواى شاه ضميمه كرد و هر دو باهم پيش رفتند . وقتى ، كه اينها بجناح چپ يونانى نزديك شدند ، يونانىها ترسيدند ، كه مبادا اين قوّه از پهلو حمله كند و براى احتراز از خطر صلاح ديدند جناح خود را كشانيده تكيه برود فرات دهند . بعد ، كه ديدند شاه با گروهانى ، كه آمادهء جنگ است ، به طرف آنها پيش ميآيد ، منتظر نشده با حرارت حمله كردند . قشون شاه فرار كرد و
هامش
( 1 ) -Ariee .( 2 ) -Myrto .