تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
داده باشد . هيچكدام از قسمتهاى قشون اردشير نميتوانست در مقابل حملات يونانىها تاب آرد و ، همين كه قشون اردشير متزلزل ميگشت ، شاه كشته ميشد يا فرار ميكرد و در هر دو صورت كوروش موفّق ميبود و تاج بر سر ميگذاشت . بنابراين شكست كوروش بعقيدهء پلوتارك بيشتر از اين جهت بود ، كه كل‌آرخ كوتاهى كرد و كوتاهى او نه از اين حيث بود ، كه كوروش نصيحت او را گوش نكرده در جاى خطرناك ، يعنى در پيش قلب قشون خود ، ايستاد و جنگ كرد ، بلكه از اين‌كه كل‌آرخ نخواست در قلب قشون كوروش قرار گيرد . اگر شاه ميخواست قشون يونانى در جائى بايستد ، كه براى او بىضررتر از هر جاى ديگر باشد ، همين موقع را كه كل‌آرخ برگزيده بود ، انتخاب ميكرد . براى فهم مطلب بايد علاوه كنيم ، كه بقول پلوتارك كل‌آرخ ، چون ميدانست ، كه كوروش شجاع و بىپروا است ، به او گفته بود ، در جائى كه مخاطره زياد است ، نايست و او جواب داده بود : « اين چه نصيحتى است ، كه به من ميدهى ؟ تو ميدانى ، كه من داعيهء سلطنت دارم و باوجود اين ميخواهى من نشان دهم ، كه لايق آن نيستم ؟ » ( اردشير ، بند 9 ) . پس از ذكر نظرى ، كه پلوتارك اظهار كرده روايت كزنفون را دنبال ميكنم : قشون اردشير با قدم‌هاى مساوى پيش مىآمد و كوروش بفاصلهء كمى از جبههء قشون خود حركت كرده قواى دشمن و سپاه خود را تماشا ميكرد . در اين موقع كزنفون از او پرسيد ، آيا فرمانى داريد ؟ كوروش جواب داد به تمام قشون اطّلاع دهيد ، از روده‌هاى قربانىها معلوم شده ، كه بهره‌مندى با ما است ( چنان كه گذشت ، اين عادت يونانىها بود ، كه قبل از جنگ قربانى ميكردند و نظر بروده‌هاى حيوان موافق قواعدى ، كه غيب‌گوهاى آنان داشتند ، مىگفتند نتيجهء جنگ مساعد است يا نه . در اين موقع كوروش چنين گفته ، تا موافق آداب مذهبى يونانيان دل آنها را قوى كرده باشد . م . ) . بالاخره وقتى رسيد ، كه فاصلهء بين دو قشون متحارب بيش از سه يا چهار استاد ( 740 ذرع تقريبا ) نبود . در اين موقع يونانىها خواندن لحن جنگى را شروع كرده از جا كندند ، تا بدشمن حمله برند . آنهائى ، كه عقب