تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1946

مساهمون:

ص١٩٤٦
اسكندر مقدونى بود ، حقيقتى را بيان كرد : وقتى كه به او گفتند ، كه اسكندر ثانوى در آسيا فتوحات نمايانى كرده ، و حال آنكه او در ايطاليا هنوز كارى بزرگ انجام نداده ، جواب داد : « او در آسيا با زنان طرف است و من در ايطاليا با مردان ميجنگم » . مقصود او از زنان گروه زنان و خواجه‌سرايانى بود ، كه داريوش در جنگ ايسّوس با خود داشت و حرمهاى سرداران او و نيز خود سرداران ، كه زينت‌هاى زياد استعمال ميكردند و سست شده بودند . بعقيده نگارنده فيليپ پدر اسكندر از او برتر بود و فتوحات اسكندر را بايد از دو چيز دانست : 1 - از زحمات فيليپ در مقدونيّه و تشكيل فالانژهاى مقدونى . 2 - از نبودن سرداران لايق در ايران ، كه از آنهمه وسايل مادّى و معنوى ، از درياها ، مواقع نظامى ، رودها ، تنگ‌ها ، دشت‌ها و غيره و غيره استفاده كنند ، تا اسكندر نه راه پيش داشته باشد و نه راه پس . شهر صور اين نظر را كاملا ثابت كرد : اتحاد يك مشت مردم ، قشونى را ، كه در همه‌جا تا آن زمان فاتح بود ، هفت ماه معطّل و كرارا در يأس و نااميدى غوطه‌ور ساخت . ممكن است گفته شود ، كه بالاخره مغلوب گشت . صحيح است ، ولى اگر بحريّه ايران بكمك او آمده بود ، باز مغلوب ميشد ؟ بالاخره يك چيز مىماند : گويند ، كه اسكندر مشرق را براى تمدّن يونان باز كرد . مشرق قديم براى يونان قبل از آمدن اسكندر هم بآسيا باز بود و گروه‌گروه يونانى در مصر ، سوريّه ، آسياى صغير و بابل پراكنده بودند . دقّتى در تاريخ تمدّن يونان اين مطلب را به خوبى ثابت مىكند . اگر مقصود اشخاصى ، كه اين نظر دارند ، چنين باشد ، كه ، چون اسكندر باعث استيلاى عنصر يونانى در مشرق شد ، مشرق و مغرب به يكديگر نزديك گشتند و تمدّن يونانى در مشرق انتشار يافت ، پس در اينجا بايد لفظ مشرق قديم را بمعنائى ديگر فهميد ، ولى چون نميخواهيم بىمدرك و دليل حرف بزنيم ، بايد اثبات نظر خود را بجاى ديگر محوّل داريم ، يعنى ، پس از اينكه تاريخ جانشينان اسكندر و حكمرانى سلوكيها و روى كار آمدن اشكانيان و كارهاى آنان و شاهان ساسانى را بيان كرديم ، تمامى