در زمان داريوش دوّم اجرا شده ( بصفحات 945 - 951 رجوع شود ) .
شورش كردوخها
از فحواى نوشتههاى كزنفون ( عقبنشينى دههزار نفر ، « 1 » كتاب 3 ، فصل 5 ) چنين استنباط مىشود ، كه يكى از وقايع آخر سلطنت داريوش دوّم شورش كردوخها يا كردوكها بوده . اين مردم در كوههاى نواحى علياى دجله از طرف دست چپ ميزيستند و بعض نويسندگان آنها را با نياكان كردهاى كنونى تطبيق كردهاند . بهرحال كزنفون گويد ، كه شاه پارس با 120 هزار سپاهى براى تدمير شورشيان حركت كرد ، ولى از جهت مواقع محكم كردوخها و صعوبت عمليّات در گردنهها بهرهمندى نيافت . معلوم نيست ، كه شاه پارس كيست . چون اردشير دوّم پس از جلوس بتخت بجنگ كوروش كوچك اشتغال داشت ، بايد گفت ، كه مقصود نويسندهء مزبور داريوش دوّم بوده .
فوت داريوش دوّم ، صفات او
اين شاه در 404 ق . م درگذشت و مدّت سلطنتش 19 يا 20 سال بود ( 424 - 404 ق . م ) ولي كتزياس 37 سال نوشته . داريوش دوّم از هيچ حيث به پدر جدّ خود داريوش اوّل شباهت نداشت . در زمان اين شاه ، چنان كه قتلهاى متعدّد در خانوادهء سلطنت و شورشهاى پىدرپى در ايالات نشان ميدهد ، خاندان هخامنشى و دربار در انحطاط كامل افتاد و با سرعت رو بانقراض مىرفت . از خصائص سلطنت اين شاه يكى دخالت زنها و خواجهسرايان بامور دولتى است ، كه بالاتر نمونههائى از آن ذكر شد و ديگرى عدم توجّه بامور لشكرى و خراب شدن سپاه ايران . دربارى ، كه خواجهسرايان و زنان در آن ميدان يافته بودند ، دربارى كه دستخوش بوالهوسيها و كينهورزيهاى پروشات بود ، درخشندگى و استحكام و ابهّت سابق را از دست داد .
پاداش خدمتگذاران و مجازات مسامحهكاران يا طالبان منافع شخصى كمتر مورد توجّه گرديد و انضباط زمان داريوش اوّل ، كه بقول هرودوت ميگفت : « به قدر دانههاى انار مگابيز ميخواهم » فراموش شد . براى ترقّى و تعالى ، ابراز لياقت و فداكارى لزومى نداشت ، بل كافى بود ، كه هريك از ولات يا سرداران زن يا خواجهسرائى
هامش
( 1 ) -Anabase , III , ch . 5 .