تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 992

مساهمون:

ص٩٩٢
بنوشته‌هاى كتزياس رجوع ميكنيم ، مىبينيم ، كه او اسم اردشير را آرزاكس « 1 » نوشته ( پرسىكا ، كتاب 19 ) نه آرزيكاس . پس به همان دليل ، كه پلوتارك ذكر كرده ، بايد گفت ، كه آرزيكاس پلوتارك مصحّف آرزاكس است و ، چون ( چنان كه بيايد ) يونانيها ارشكهاى سلسلهء اشكانى را آرزاكس ميناميدند ، پس شكى نيست ، كه اسم اين شاه در ابتداء ، يعنى قبل از جلوس بتخت ، ارشك بوده و آرزاكس يونانى شدهء آن است .

نسب

چنان كه بالاتر گفته شد ، پدر او داريوش دوّم بود و مادرش پروشات خواهر همان داريوش ( چنان كه گذشت ، كتزياس پروشات را خالهء داريوش دانسته ) .

مبحث دوم - وقايع به دو سلطنت

سوء قصد نسبت به اردشير

پلوتارك گويد ( اردشير ، بند 1 - 2 ) : كوروش از طفوليّت تندخو و شديد العمل بود ، امّا اردشير رفتارى ملايم و حسّيّاتى معتدل داشت . او به حكم شاه و ملكه زنى خردمند و زيبا ازدواج كرد و بعدها بر خلاف ميل آنان اين زن را نگاه داشت ( مقصود قضيهء ترىتخم است ) . پروشات كوروش را بيش از اردشير دوست ميداشت و ميخواست تخت و تاج شاهى پس از فوت داريوش نصيب او گردد . بنابراين ، همين كه شاه ناخوش شد ، ملكه او را از ايالت سواحل درياها احضار كرد و كوروش ، باميد اينكه مادرش او را وليعهد خواهد كرد ، بمقرّ سلطنت پدر شتافت . پروشات براى اجراى خيال خود به همان دليل متشبّث شد ، كه وقتى خشيارشا بتحريك دمارات متمسّك شده بود ، توضيح آنكه ملكه بشاه گفت : من ارشك را وقتى زائيدم ، كه تو يك شخص عادى بودى ، ولى كوروش را زمانى ، كه من ملكه بودم . اين دليل در مزاج شاه اثر نكرد ، زيرا اعلام كرد ، كه ارشك جانشين او است و موسوم به اردشير خواهد بود . بعد كوروش را والى ليديّه و صفحات دريائى و سردار كرد ( شايد اين يگانه دفعه‌اى بوده ، كه داريوش در مقابل نيرنگ‌ها و اصرار پروشات مقاومت كرده ) . بعد از
هامش
( 1 ) -Arzakes .