اهالى جواب دادند : « آتن البته بزرگ و غنى است ، زيرا دو خداى قوى دارد ، ولى اهالى آندروس از حيث اراضى فوقالعاده فقيرند ، زيرا دو خداى بيمصرف - خداى فقر و خداى ناتوانى - دست از جزيرهء آنها برنميدارند . با داشتن چنين خدايانى بهيچوجه پولى نخواهند داد و قدرت آتنىها بر ناتوانى آنها نخواهد چربيد » ( همانجا ، بند 111 ) .
بر اثر اين جواب تميستوكل جزيره را محاصره كرد . بعد طمع تميستوكل غلبه كرده رسولانى را ، كه نزد شاه فرستاده بود ، بجزاير ديگر فرستاده پول خواست و بعض جزاير پول دادند ، چه وقتى كه ديدند اهالى آندروس از جهت اينكه طرفدار ماديها ( پارسيها ) بودند ، محاصره شدهاند از ترس حاضر شدند مبلغى بپردازند .
سپاه خشيارشا چند روز پس از جنگ دريائى در محل مانده بعد به طرف باسى رفت ، تا از همان راه ، كه آمده بود ، مراجعت كند . مردونيه هم همراه او بود ، زيرا او لازم ميديد ، كه اولا شاه را مشايعت كند و ديگر چون موسم را براى جنگ مناسب نميديد ، ميخواست در تسّالى زمستان را گذرانيده سپس به پلوپونس حمله برد . بعد از ورود به تسّالى مردونيه از سپاهيان پارسى جاويدانها را برگزيد و پس از آنها پارسيهائى را ، كه جوشن داشتند . بعد هزار نفر سوار و نيز سپاه مادى و سكائى و باخترى و هندى را از پياده و سوار انتخاب كرد . از ساير مردمان فقط سپاهيانى ، كه ظاهر خوبى داشتند يا جلادتى نشان داده بودند ، ماندند .
سپاهيان پارسى بيش از سايرين بودند ، بعد از آنها عدّهء ماديها زياد بود . اينها اگر از حيث عدّه كمتر از پارسيها نبودند ، ولى از حيث زورمندى بانها نميرسيدند .
عدّهء تمام سپاه مردونيه با سواره نظام سيصد هزار بود . ( اين ارقام هرودوت را نيز اغراقآميز ميدانند . عدهء سپاهيان ايران ، كه با مردونيه در يونان ماندند ، ممكن بود ، كه به پنجاه هزار نفر برسد و نيز ممكن است ، ده هزار نفر هم از يونانيهاى متحد در قشون او داخل شده باشند ) « 1 » .
هرودوت گويد : وقتى كه خشيارشا در تسّالى اقامت داشت ، به لاسدمونيها
هامش
( 1 ) -R . W . Rogers . A History of Ancient Persia P . 162 .