تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
كرده بودند ، بولايات خود برگشتند . در اين كار كرنتىها اوّلين و آتنىها آخرين مردم بودند . هم در اين وقت تميستوكل از كشتىهاى آتنى يك كشتى تندروى برگزيده بدان درآمد و جزيرهء اوبه را دور زده ، در هر كجا كه آب شيرين بود ، كتيبه‌اى گذاشت بدين مضمون : « ينيانها ، شما بر خلاف عدالت رفتار مىكنيد ، كه با پدران خود ميجنگيد و ميخواهيد يونان را باسارت دهيد . از هر چيز بهتر اين است ، كه به طرف ما آئيد و ، اگر چنين نتوانيد كنيد ، از حالا كنار رويد و كاريان را هم با خود همراه كنيد و ، اگر نتوانيد نه اين كنيد و نه آن ، يعنى طوق رقيّت چنان بگردنهاى شما فشار مىدهد ، كه قادر نيستيد ، بر ضدّ شاه باشيد ، پس لااقل بخاطر آريد ، كه ما نياگان شما هستيم ، ابتداى اين جنگ ما با پارسيها براى شما شروع شده است و بنابراين در موقع جدالها بىقيد بمانيد » . نقشهء تميستوكل در نوشتن اين كتيبه‌ها چنين بود : اگر مضمون اين نوشته‌ها به اطلاع خشيارشا نرسيد ، شايد در مردم ينيان مؤثر افتد و آنها يكى از سه كار را بكنند و ، اگر به اطلاع او رسيد ، از ينيانها و كاريان ظنين شده آنها را از جنگ دريائى دور بدارد ( كتاب 8 ، بند 22 ) . پس از آن از شهر هيس‌تيه « 1 » يكنفر فرارى به طرف بحرّيهء ايران رفته خبر داد ، كه يونانيها از آرت‌ميزيوم گريخته‌اند . پارسيها در ابتداء باور نكردند و اين فرارى را توقيف كرده چند كشتى براى تفتيش به آرت‌ميزيوم فرستادند . كشتيها برگشته قول فرارى را تأييد كردند و پس از آن تمام بحرّيهء ايران به آرت‌ميزيوم درآمد و از آنجا به هيس‌تيه رفته اين شهر و تمام حوالى آن را تسخير كرد . وقتى كه بحرّيه در اين شهر بود ، خشيارشا يك جارچى با اين پيغام بميان سپاهيان فرستاد : متحدين ، هركس مىخواهد به ترموپيل برود و محلّ نبرد را تماشا كند ، مجاز است ( از اين گفتهء هرودوت معلوم است ، كه خشيارشا يونانيهاى مطيع را متحدين خود مىدانسته . م . ) . بر اثر اين خبر آن‌قدر اشخاص خواهان تماشا شدند ، كه قايق براى همه پيدا نشد .
هامش
( 1 ) -Histiee .