تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
كه مهارت ندارند ، ماهرانه جنگ ميكنند . از جمله مهارت لاسدمونيها اين بود ، كه فرار ميكردند و در اينمورد پارسيها با فريادهاى شادى آنها را تعقيب ميكردند و همين كه نزديك ميشدند ، لاسدمونيها برگشته دليرانه ميجنگيدند و عده‌اى زياد از دشمن مىكشتند . آن روز بدين منوال گذشت و كارى از پيش نرفت . روز ديگر هم جنگ به همين نهج گذشت . پارسيها باميد اينكه عدهء يونانيها كم است و از جهت برداشتن زخم نخواهند توانست مقاومت كنند ، حملات مكرر كردند ، ولى يونانيها از حيث نوع اسلحه و مردم بقسمت‌هائى تقسيم شده بنوبت جنگ ميكردند ، باستثناى اهالى فوسيد ، كه روى كوه قرار گرفته بودند ، تا كوره راهى را را محافظت كنند . شاه در فكر بود ، كه چه كند ، كه ناگاه يكنفر يونانى مليانى افىيالت « 1 » پسر اورىدم « 2 » بطمع پاداش بزرگ نزد خشيارشا رفته گفت ، راهى است كه از آن ميتوان پيشرفت و به ترموپيل درآمد . اين شخص باعث هلاك يونانيهاى ترموپيل گرديد ( بعدها اين شخص به تسّالى گريخت و يونانيها براى سر او قيمتى معين كردند ، ولى بعلّت ديگر كشته شد و در جاى خود گفته آيد . م . ) . هرودوت گويد روايتى هست ، كه شخصى ديگر به خشيارشا راه‌نمائى كرد ، ولى من باور ندارم . خشيارشا با شعف پيشنهاد افىيالت را پذيرفت و هىدارنس مأمور شد ، از آن راه برود . چون شب در رسيد و چراغها روشن گشت ، پارسيها حركت كردند . اين كوره راه از رود آسپ شروع شده متابعت آن را مىكند و به آلپن « 3 » شهر اوّل لكريها ميرسد . پارسىها پس از عبور از آسپ تمام شب در كوره راه حركت كرده در طليعهء صبح بقلّهء كوه رسيدند . در اين‌جا ، چنان كه بالاتر گفته شد ، هزار نفر فوسيدى براى حفاظت فوسيد و پاسبانى راه ايستاده بودند . پائين راه قشونى بود ، كه بالاتر آن را توصيف كرده‌ايم ( يعنى قشون ترموپيل ) چون كوه از جنگل پوشيده بود ، حركت پارسيها را فوسيديها در نيافتند ، ولى ، وقتى كه پارسيها نزديك شدند ، اسلحه برداشته حاضر جنگ گرديدند و هىدارنس در ابتداء تصوّر كرد ، كه
هامش
( 1 ) -Ephialte .( 2 ) -Eurydeme .( 3 ) -Alpene .