تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
شدند بميرند ، موهايشان را شانه ميكنند . اگر تو اينها و آنهائى را ، كه در اسپارت مانده‌اند ، مطيع كنى ديگر قومى نخواهد بود ، كه با تو ستيزه كند . پس تو حالا يك دولت نيرومند يونانى و شجاع‌ترين مردم يونان را در پيش دارى » . اين حرف مورد اعتماد خشيارشا واقع نشد و دوباره پرسيد ، چگونه اين عدهء قليل با من جنگ خواهند كرد ؟ دمارات گفت : « اگر چنين نشد ، كه من گويم ، با من همان رفتار كن ، كه با دروغگو ميكنند » . باوجوداين خشيارشا حرف‌هاى او را باور نكرد .

جدال ترموپيل

هرودوت گويد ( كتاب 7 ، بند 210 - 239 ) : « پس از آن شاه چهار روز جدال را بتاخير انداخت ، تا شايد يونانى ها عقب نشسته بروند . روز پنجم او ماديها و كيس‌سى « 1 » ها را فرستاد كه يونانيها را زنده گرفته نزد او آرند . ماديها حمله كردند و هرچند تلفات زياد ميدادند ، ولى جاى خالى فورا پر ميشد . به ماديها آسيب زياد ميرسيد و باوجوداين عقب نمىنشستند . به همه كس و مخصوصا بشاه نشان دادند ، كه سپاهى زياد است ولى مرد كم است ( اين نوشتهء هرودوت جمله‌هاى متناقض دارد : اگر جاى خالى فورا پر ميشد و با وجود تلفات عقب نمىنشستند ، چگونه ميتوان گفت كه مرد كم بود . حمله‌كننده آن هم در تنگى ، كه فقط يك ارّابه ميتواند از آن بگذرد ، در يك طرف آن كوهى بلند و در طرف ديگر دريا يا باتلاق است ، البته تلفاتش زياد مىشود . چنان كه بيايد ، آرىبرزن هم در دربند پارس ( كوه‌گيلويه ) جلو قشون عظيم اسكندر را در چنين جائى گرفت و اسكندر ، چون نتوانست تنگ را بشكافد ، همان كار كرد ، كه خشيارشا در اين‌جا خواهد كرد . م . ) . بالاخره ماديها نتوانستند تنگ را بشكافند و بجاى آنها پارسىها ، كه موسوم بجاويدانها و در تحت رياست هىدارنس بودند ، آمدند . اينها هم نميتوانستند كارى بكنند ، زيرا در تنگنائى جنگ مىكردند و نميتوانستند از كثرت خود نتيجه بگيرند و نيزه‌هاى آنها كوتاه‌تر از نيزه‌هاى يونانىها بود . لاسدمونيها شجاعانه جنگ ميكردند و نشان ميدادند ، كه با اشخاصى
هامش
( 1 ) - اينها همان مردم‌اند ، كه مكرّر در تاريخ عيلام و جاهاى ديگر اين كتاب از آنها ذكرى شده .