و الا اين همه اسامى و كيفيات بعد از اين عدّه سال در خاطرها نمىماند . ( اين نكته مؤيد نظرى است ، كه در مدخل ذكر شد ، راجع باينكه مورّخين يونانى از نوشتههاى متقدمين اطلاعاتى اقتباس ميكردند ، بىاينكه كتاب يا مؤلف آن را ناميده باشند . م . ) .
راجع بعدهء سپاهيان ايران پائينتر عقايد محققين را بيان خواهيم كرد . عجالة ، از توصيفى كه هرودوت كرده ، اين نتيجه حاصل مىشود : اسلحهء دفاعى سپاه خشيارشا خيلى بد بوده ، زيرا مىبينيم ، پارسىهائى كه در رأس قشون او مىآيند و هرودوت در اينجا و جاهاى ديگر گويد از حيث شجاعت بر سايرين برترى داشتند ، سپر هايشان ، از تركهء بيد بافته و تيرهاشان از نى است با نوكهائى از آهن . علاوه بر آن اغلب مردمان خود يا جوشن ندارند و بعضى با چماقها مسلحاند . اين نكته جالب توجه است ، زيرا يونانىها براى احتراز از تيراندازان ايرانى خود را بىپروا بقشون ايران زده جنگ تنبهتن ميكردند و در اين گونه جنگ استحكام اسلحهء تعرضى و دفاعى داراى اهميّت خاصى است . از توصيف هرودوت نيز ديده مىشود ، كه ذكر اسامى ملل مانند فهرست كتيبهء نقش رستم داريوش است « 1 » يعنى اوّل از دجله به طرف مشرق رفته و تقريبا به همان ترتيب مردمان را شمرده و بعد از دجله به طرف مغرب متوجه شده . چون هرودوت از مداركى استفاده كرده ، بايد گفت ، كه در آن مدارك هم ترتيب همين بوده ، يعنى ترتيب ذكر موافق جاهائى بوده ، كه در موقع اطراق يا حركت براى ملل و اقوام معين شده بود . از فهرست مزبور به خوبى ديده مىشود ، كه اقوام آريانى به غير از يكى دو مورد بر اقوام غير آريانى مقدم و تمام فرماندهان كل تقريبا پارسى يا مادى و يا سكائى بودهاند . از فهرست مزبور نيز معلوم است ، كه در ميان پارسيها اكثريت با اعضاء خانوادهء هخامنشيست .
سان سپاه برّى و بحرى صحبت خشيارشا با دمارات
هرودوت گويد ( كتاب هفتم ، بند 100 - 210 ) پس از آنكه فرماندهان عدهء سپاهيان را شمرده و آنها را بصفوف داشتند ، خشيارشا سوار گردونهء جنگى شده از پيش لشكرها گذشت ، اسم هركدام از ملل را پرسيد و دبيران جوابهاى آنها را ثبت كردند . بعد وقتى كه كشتىها را در آب انداختند شاه سوار كشتى صيدائى گرديده زير چتر زرّين قرار گرفت و
هامش
( 1 ) - در باب دوّم اين كتاب بيايد .