قبل از آن ، چنان كه خودشان گويند آنها را ستريمونيان « 1 » مىناميدند ، چه مساكن آنها در كنار رود ستريمون بود . بقول خودشان مردمانى موسوم به توكريانى « 2 » و مىسيانى آنها را از مساكن اصلى راندند . تراكيها را بساكس « 3 » پسر اردوان فرمان ميداد . 34 - اسلحهء خالى بيان « 4 » عبارت بود از سپرهاى كوچك ، كه از پوست خام گاو نر ( يعنى دباغى نشده ) ساخته بودند . اينها مسلح بودند به دو چماق دراز ، كه مانند چوبهاى ليكيانها بآهن تيز منتهى ميشد . اينها بر سر خودى داشتند از مفرغ با گوشها و شاخهاى گاو نر ، كه با جيقهاى از مفرغ ساخته شده بود . ساقهاى اين مردم از پارچههاى سرخ رنگ پوشيده . خالى بيان جائى دارند موسوم به آره « 5 » كه اقامتگاه غيبگوى مارس است ( مارس را يونانيها خداى جنگ ميدانستند . م . ) . 35 - 37 ؛ لباس و اسلحهء كاباليان و مانيان و لاسونيان « 6 » مانند لباس و اسلحهء كىلىكيان بود . توصيف آن را محول به جائى ميكنم ، كه از كىلىكيان ذكرى خواهد شد . ( راجع به اين مردمان نيز بنقشهء آسياى صغير رجوع شود ، غالب اينها در شمال و شرق آسياى صغير در نزديكى درياى سياه و قفقاز سكنى داشتند . م . ) . 38 - مىليان نيزههائى داشتند كوتاه و لباسى ، كه قسمتهاى آن با قزان قفلى وصل ميشد .
بعض اينها مسلح بودند به كمانهاى لىكيانى و بر سر خودهائى از پوست داشتند .
بدرس « 7 » پسر هيستان « 8 » فرماندهء اين ملل بود . 39 - مسخها ( مردمى كه در گرجستان ميزيستند ) خودهاى چوبين داشتند و اسلحهاى از سپر و نيزهء كوتاه ، كه دستهء آن كوتاه و آهنش بلند بود . 40 - 42 ، اسلحه تىبارهنيان و ماكرونها و موسىنكها « 9 » ( اينها در طرف شمال شرقى آسياى صغير ميزيستند ) مانند اسلحه مسخها بود . فرماندهء مسخها و تىبارهنيان را آرىمرد پسر داريوش ميناميدند و مادر او پارميس « 10 » دختر سمرديس يا نوهء كوروش بود . فرماندهى ماكرونها و موسىنكها را ارتهايكتس « 11 » پسر خراسميس « 12 » والى سستس داشت . اين شهر در كنار
هامش
( 1 ) -Strymoniens .( 2 ) -Teucriens .( 3 ) -Bassaces .( 4 ) -Chalybiens .( 5 ) -Aree .( 6 ) -Cabaliens , Meoniens , Lasoniens .( 7 ) -Badres .( 8 ) -Hystane .( 9 ) -Thibareniens , Macrons , Mosynoeques .( 10 ) -Parmys .( 11 ) -Artayctes .( 12 ) -Cherasmis .