تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
مقابل هفت استاد است ( 1150 ذرع ) .

ساختن پل جديد در داردانل

پس از اينكه پلها ساخته شد ، بادى برخاست و پل‌ها را خراب كرد . وقتى كه اين خبر به خشيارشا رسيد ، در خشم شده حكم كرد سر مهندسين را ببرند و دريا را تنبيه كنند بدين ترتيب ، كه سيصد شلّاق به آن بزنند . شنيده‌ام ، كه فرستادگان مأمور بودند در حين اجراى مجازات چنين گويند : « اى آب تلخ اين مجازاتى است ، كه شاه براى تو مقرّر داشته ، از اين جهت ، كه تو بد كردى ، و حال آنكه بدى از هيچكس نديده بودى . خشيارشا از تو عبور خواهد كرد ، چه بخواهى و چه نخواهى . حقّ است كه كسى تو ، آب شور و كثيف را ، نستايد و قربانى براى تو نكند » . برحسب امر شاه دو زنجير در آب افكندند ( اين حكايت از افسانه‌هائى است ، كه هرودوت از يونانيها شنيده و ضبط كرده ، چنان كه در نوشته‌هاى ديگر او هم از اين‌گونه افسانه‌ها زياد است و هركدام در جاى خود ذكر شده و نيز بيايد . هومبر مدرّس مدرسه كن دورسه « 1 » ، كه نه كتاب هرودوت را به زبان فرانسه ترجمه كرده ، در اين مورد چنين گويد : صفاتى ، كه يونانيها به خشيارشا نسبت داده‌اند ، اغراق‌آميز است . من يقين دارم ، كه اين نسبت‌هاى غريب و عجيب از جهت كينه‌اى است ، كه يونانيها به اين شاه از قشون‌كشى او بيونان ميورزيدند . اگر تاريخ ايران را خود ايرانىها نوشته بودند ، ما ميتوانستيم حقيقت را از پس پردهء اين گونه اخبار مجعول بدانيم . م . ) . معماران ديگر مأمور ساختن پل شدند و كارهاى آنها چنين بود : كشتىهاى پنجاه پاروئى و ترىرم را بهم اتصال دادند ، از يكطرف 360 كشتى بود به سمت درياى سياه و از طرف ديگر 314 كشتى به سمت هلّس‌پونت ( بوغازداردانل ) . اين كشتيها در مقابل جريان آب مقاومت ميكردند . از سفاين لنگرهاى بزرگ و وزين انداخته بودند ، تا در مقابل بادهائى ، كه از درياى سياه ميوزيد ، بايستند و نيز با كشتىهائى ، كه به طرف مغرب و بحر الجزائر بود ، چنين كرده بودند ، تا در مقابل بادهاى جنوبى و
هامش
( 1 ) -L . Humbert ( Profeneur au Lycee Condorcee ) , t . II , p . 175 .