تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
اما اينكه چرا اين مملكت پهناور را تسخير نكرد ، چنين انتظارى را هم نمىبايست داشت : در حيطهء اقتدار هيچ دولتى نبود اين دشتها و چولهاى كم سكنه و لم‌يزرع بىحدّ و حصر را تسخير كند . حتى اسكندر از آنطرف دانوب صرف نظر كرد و ، وقتى كه در آسيا از رود سيحون گذشت و بعد از زد و خورد و تعقيب سكاها بمسافتى ، چون ديد كه بايد در بيابانهاى بىپايان آسياى وسطى با اين نوع مردمان طرف شود ، از آن طرف رود سيحون صرف‌نظر كرده زود باينطرف رود مزبور برگشت و راه باختر و هند را پيش گرفت . روم و بيزانس هم ، چنان كه معلوم است ، از طرف شدن با سكاها احتراز داشتند . اما عدم شناسائى باحوال يونانيها و جنگ را با آنها كارى سهل شمردن ايرادى است وارد ، ولى معلوم نيست ، كه اگر زنده مىماند ، جبران اين خطاى خود را نميكرد . كلية اين نكته در تاريخ محرز است ، كه ، چون ملتى به خط جهانگيرى افتاد ، تا پيشانيش بديوارى محكم نخورده ، از آن خط برنميگردد . تاريخ براى ملتى به استثناء قائل نشده و پارسيهاى قديم هم از اين قاعده مستثنى نبودند . اما جنگ را با يونان آتنىها باعث شدند ، زيرا شورش مستعمرات يونانى در آسياى صغير به پشتيبانى آنها بود و آنها سارد را با معبد مقدّس آن آتش زدند . اين نكته هم البته در جاى خود روشن و مسلّم است : تصادم ايران با يونان امرى نبود ، كه بتوان از آن احتراز كرد : پارسىها با داشتن مستعمرات يونانى ، جزاير بحر الجزائر ، تراكيّه و مقدونيّه با عالم يونانى مواجه شده بودند . طرفى ميخواست تمام يونانستان را يك كاسه كند ، تا از تحريكات يونانىها در آسياى صغير و قبرس و مصر ايمن باشد . طرف ديگر ، كه ملتى جوان ، فعال ، هوشيار و در همان حال مردمى فقير بود ، ميخواست از ثروت آسيا طرفى ببندد . بنابراين طبيعى است ، كه اين دو طرف دير يا زود ميبايست باهم درافتند و چنين هم شد ، پيش‌آمد ديگرى متصوّر نبود . بنابراين خشيارشا ، چنان كه پائين‌تر بيايد ، حقيقتى را بيان كرد ، وقتى كه گفت : « يا يونان بايد مطيع ما گردد ، يا ما مطيع يونان شويم . در اينمسئله حدّ وسط نيست » .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 690 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )