تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
شاهان ملى ايران نمايان‌تر از همهء آنها است . بقدريكه اطلاع داريم ، فقط خسرو اوّل ساسانى را از قرن ششم ( مقصود انوشيروان است ) و عباس كبير صفوى را از قرن هفدهم ميلادى ميتوان با او مقايسه كرد . مآل بينى او از قوّت اراده‌اش كم نميامد . او طبيعتا پادشاهى بود مطلق العنان ، بىملاحظه و حتى سخت ، ولى رويهمرفته برحم و مروّت تمايل داشت . بايد مخصوصا درنظر گرفت ، كه اشيل « 1 » ، با وجود اينكه مانند ساير يونانيها با پارسيها خصومت ميورزيد و حتى در جدال ماراتن با سربازان داريوش جنگيد ، در تصنيف خود موسوم به « پارسيها » « 2 » احترامى بزرگ نسبت به داريوش ابراز داشته . بنابراين ميتوان گفت ، كه احترام او بر اثر قضاوتى بوده ، كه آتنىهاى با معرفت دربارهء اين شاه ميكردند ، و حال آنكه او باعث بدبختيهاى بزرگ براى آنان گرديد . چنين قضاوت بسيار مهم است و آن را اطلاعاتى ، كه در باب كارها و اقدامات داريوش بما رسيده ، تأييد مىكند و نيز چنين به نظر مىآيد ، كه او نظرى صائب در انتخاب اشخاص داشته و در موقع مهم ميدانسته ، كه كار را بكى رجوع كند ( همانجا ، صفحهء 65 ) . يكى از مؤلفين جديد روبرت - ويليام راجرس « 3 » او را با فراعنهء نامى مصر ، مانند توت‌مس سوّم « 4 » و پادشاهان بزرگ آسور ، مثل سارگن دوّم و اسور حيدّين و با پادشاهان بابل مانند بخت النصر اوّل مقايسه كرده به اين نتيجه رسيده ، كه داريوش اوّل از آن ازمنه تا زمان ما بزرگترين شاه مشرق است و حتى بر كوروش بزرگ هم برترى دارد . بعضى دو ايراد به داريوش دارند : يكى سفر جنگى او به سكائيه است ، كه ميگويند عدم بهره‌مندىاش از ابهتش كاست و ديگر اينكه يونانيها را نميشناخته و اهميت به اين مردم نميداده . سفر جنگى او به سكائيهء اروپائى براى تنبيه سكاها بود ، زيرا ، چنان كه در مدخل و در تاريخ ماد گفته شد ، آنها به ماد و بنادر درياى سياه حمله ميكردند و حفظ امنيت ممالك تابعه را داريوش از وظائف خود ميدانست . عقيدهء مسپرو هم در همين زمينه است .
هامش
( 1 ) -Eschile( اديب و شاعر معروف يونان ، كه گويند در فنّ خود ، مانند هومر ، بىنظير است ) . ( 2 ) -« Les Prses » .( 3 ) -R . W . Rogers . A . Hist . of Ancient Persia , p . 139 . N . I . 1929 .( 4 ) -Totmes III .