در هر زمان براى كشتىها روى داده و البته پيشآمد سوئى بوده ، ولى چيزى نبوده ، كه باعث ننگ باشد . بنابراين بايد گفت ، كه در اينجا هم قلم هرودوت تابع حسّيّات او شده ، چه اين مورّخ ، چنان كه در مدخل گفته شد ، پارس و پارسى را دوست ندارد .
سال ديگر داريوش مأمورى به تاسس فرستاد با اين امر ، كه اهالى ديوارهاى شهر خود را خراب كنند و بحرّيهاى ، كه دارند ، به آبدر بفرستند . جهت اين بود ، كه اين شهر بواسطهء داشتن عايدى زياد بحرّيهاى ترتيب داده ديوارهاى محكم و قوى بنا كرده بود و همجوارهاى اين شهر به داريوش رسانيده بودند ، كه اهالى شهر مزبور فكر شورش را در مغز خود ميپرورند . هرودوت گويد ، كه اين حرف تهمت بود . اين شهر را فينيقىها بنا كرده بودند و عايدات آن ، بقول مورّخ مذكور ، معادل هشتاد تالان يعنى تقريبا نود و ششهزار تومان به پول امروزى بود و بيشتر اين پول را از معادن آن تحصيل مىكردند . اهالى تاسس اطاعت كرده ديوارهاى شهر را خراب كردند و بحرّيهء خود را به آبدر فرستادند .
از شرحى ، كه ذكر شد معلوم است ، كه تراكيّه و مقدونيّه بر اثر شورش مستعمرات يونانى و كاريّه و قبرس از موقع استفاده كرده از اطاعت ايران خارج شده بودند و مردونيّه از نو اين دو ايالت را بانقياد درآورده .
مبحث ششم - جنگ با يونان
قبل از شروع بوقايع اين جنگ ، كه اوّلين جنگ ايران با يونان بود ، مقتضى است حكايتى را ، كه هرودوت در جاى ديگر كتاب خود ( كتاب اوّل ، بند 1 - 5 ) راجع بروابط ايران و يونان ذكر مىكند ، درج كنيم ، زيرا اين حكايت ، اگر چه داستان است ، ولى در همان حال حاكى از نظرى است ، كه دو ملّت مزبور نسبت به يكديگر داشتهاند .
مورّخ مذكور گويد : علماى پارسى عقيده دارند ، كه باعث منازعهء يونانيها با بربرها ( خارجىها ) فينيقيها بودند . اينها از اريتره « 1 » بسواحل درياى مغرب آمدند و در
هامش
( 1 ) -Erithree( در اينجا مقصود خليجپارس است ) .