تسخير تراكيّه و مقدونيّه از نو ( 492 ق . م )
چنان كه هرودوت گويد ( كتاب 6 ، بند 43 - 45 ) : « بعد مردونيه با قشون برّى و بحرى از هلّسپونت گذشته بقارّهء اروپا درآمد ، كه به ارترى « 1 » و آتن برود . اين مقصود بهانه بود و در واقع امر مردونيه ميخواست عدّهاى زياد از شهر يونانى مطيع كند .
بنابراين قوّهء بحرى او جزيرهء تاسس « 2 » را گرفت و مقدونيه را سپاه برّى باطاعت درآورد . شهرهائى ، كه در اينطرف مقدونيه بود ، قبلا باطاعت پارسيها درآمده بود .
از تاسس قشون پارسى باز بقارّه درآمده تا آكانت « 3 » به طول ساحل حركت كرد و پس از اين محل خواست كوه آتس را دور زند ، ولى در اين حين باد شمال شرقى وزيدن گرفت و از تلاطم دريا بحرّيهء پارس آسيب يافت ، چه عدّهء زيادى از كشتىها بدماغهء آتس خورد و درهم شكست . گويند سيصد كشتى شكست و بيست هزار نفر تلف شد . ( اين گفتهء هرودوت را بايد درنظر داشت ، كه سيصد كشتى جنگى داراى 20 هزار نفر سپاهى بوده ، زيرا پائينتر به كار خواهد آمد . م . ) . چون در اينجاى دريا حيوانات دريائى زياد است ، عدّهاى از سپاهيان طعمهء اين حيوانات گشتند و بعض كشتىها خراب شده و برخى از كار افتادند . در اين احوال مردونيه در مقدونيه اردو زد و شبانه بريگهاى تراكيّه شبيخون بقشون او زده عدّهاى زياد از پارسيها كشتند و خود مردونيه هم زخم برداشت . باوجوداين مردم مزبور هم از قيد پارس خلاصى نيافتند ، زيرا مردونيه ، تا تمام اهالى را مطيع نكرد ، از اين محلها نرفت . پس از آن مردونيه عقب نشست ، زيرا قشون برّى او از جهت شبيخون بريگها و قوّهء بحرى بواسطهء طوفان دريا آسيب زياد يافته بود . بنابراين قشون ايران به آسيا ننگين برگشت » .
اين است گفتههاى هرودوت و جملهء آخر آن ، كه نتيجه است ، با صغرى و كبراى بيان او موافقت ندارد : اگر مردونيه تاسس و مقدونيه و بريگهاى تراكيه را از نو باطاعت ايران درآورد ، پس ، از چه جهت ننگين به آسيا برگشت ؟ هرگاه مقصود مورّخ آسيب يافتن كشتيهاى ايران در دماغهء آتس بوده ، كه اين نوع سوانح
هامش
( 1 ) -Erethrie .( 2 ) -Tnasos( در بحر الجزائر ) .
( 3 ) -Acanthe .