تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
از او خواهند گرفت . اين بود ، كه مصمم شد شورشى در مستعمرات يونانى برپا كند . از طرف ديگر هيس‌تيه ، چون از توقّف خود در شوش دلتنگ بود ، بالاخره مصمم شد آتشى در مستعمرات يونانى روشن كرده بگويد ، كه اين شورش از جهة غيبت او از محلّ حكمرانيش است ، تا مگر داريوش به او اجازه بازگشت بدهد . با اينمقصود پرداخت باينكه داماد خود را بسركشى تحريك كند . وسيلهء تحريك چنين بود ، كه چون مستحفظين دولتى راهها را داشتند و نامه‌ها را تفتيش ميكردند ، سر يكى از غلامان خود را تراشيده و بر پوست او كلماتى نوشته غلام را چندان نگاه داشت ، تا موهاى سرش روئيد . بعد او را نزد داماد خود روانه كرد ، با اين دستور كه سر غلام را تراشيده نوشته‌هاى او را بخواند . اين احوال تقريبا در يك زمان حاصل شد و آريستاگر همراهان زياد پيدا كرده شروع بياغيگرى كرد . فقط يكنفر از ينيانها ، كه موسوم به هكاتيوس « 1 » بود ( اين شخص يكى از مورّخين معروف يونانى است و گويند ، كه هرودوت چيزهاى زياد از او اقتباس كرده عدّهء مردمانى ( 20 ) - برگهء عمودى تخت شاهى در نقش رستم ( فلاندن و كست ، ايران قديم ، گراور 177 )
هامش
( 1 ) -Hecatee .