تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
با قشون زيادترى ، كه از متحدين آنها در پلوپونس تركيب يافته بود ، برگشتند و آتنىها ، چون ديدند ، كه از عهدهء آنها برنيايند ، از راه اضطرار سفيرى نزد والى ايران در ليديّه فرستاده كمك او را درخواست كردند . والى گفت كمك ميكنم به شرط اينكه آب و خاك دهيد ، يعنى تابع ايران گرديد . سفير آتن اين شرط را پذيرفت ، ولى ، وقتى كه به آتن مراجعت كرد ، آتنىها از گفته خود برگشتند ( 508 ق . م . ) . پس از آن اسپارتىها و پلوپونسىها آتّيك را غارت كردند و اين اوضاع دوام داشت ، تا اينكه كرن‌تىها « 1 » از اتحاد با اسپارتىها خارج شدند . در 506 ق . م باز آتنىها سفيرى نزد ارتافرن والى ليديّه فرستاده خواستار شدند ، كه او گوش به بدگوئىهاى هيپ‌پياس از آتن و تحريكات او بر ضدّ اين دولت ندهد . والى جواب خشنى داده تقاضا كرد ، كه آتنىها جبّار سابق خود را بپذيرند ، و الّا بايد براى پذيرائى لشكر ايران در آتن حاضر باشند ( هرودوت - كتاب 5 ، بند 69 ) . جوابى ، كه والى ليديه ، بسفراى آتن داد موافقت با نظر دربار ايران نداشت ، چه اكنون اكثر محققين به اين عقيده‌اند ، كه داريوش درصدد تسخير يونان نبود و در دربار ايران اشخاصى زياد داراى اين عقيده بودند ، كه جنگ با يونان امرى است بىنتيجه ، ولى ولاة ايران در آسياى صغير نظرشان غير از اين بود ، يعنى چون توسعهء قلمرو و اقتدارات خود را طالب بودند ، از مواقع استفاده ميكردند ، تا از جزائر يونانى يكى را پس از ديگرى در تحت تابعيت ايران درآورند . اين احوال و شورشى ، كه در مستعمرات يونانى آسياى صغير روى داد ، بالاخره باعث جنگ داريوش با يونان گرديد . جهات و چگونگى شورش مستعمرات يونانى موافق شرحى است كه اينك ذكر مىشود .

ياغىگرى آريستاگر « 2 »

چنان كه بالاتر ذكر شد ، هيس‌تيه جبّار مىلت ، كه در موقع قشون‌كشى داريوش به سكائيه خدماتى در دانوب به داريوش كرده بود ، مورد توجه مخصوص اين شاه شد و در ازاى خدماتش داريوش محلى را در كنار رود ستريمون « 3 » در تراكيّه ، كه موسوم به ميرسين « 4 » بود ،
هامش
( 1 ) -Corinthiens .( 2 ) -Aristagoras ( Aristagore ) .( 3 ) -Strymon .( 4 ) -Myrcine .