تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
سپس هرودوت گويد : از تمام مردمان آسيا ، كه معلوم‌اند ، هنديها شرقىترين آنها هستند و اراضى ، كه به طرف مشرق از هنديها واقع است ، حاصل‌خيز نيست ، زيرا عبارت است از كويرهائى ، كه از ماسه پوشيده . ( از اين نوشتهء هرودوت معلوم است ، كه مقصود او از هنديها پنجاب هند بوده زيرا از اين قسمت هند بيابانهاى لم يزرع به طرف مشرق امتداد مىيافته . م . ) . طوايف هندى پرجمعيت‌اند و بزبانهاى مختلف حرف ميزنند . بعض آنها چادرنشين‌اند و برخى شهرى و ده‌نشين . عده‌اى از آنها در باتلاقها مسكن دارند و قوتشان ماهى خام است . صيد ماهى در كرجىهائى ، كه از نى ساخته‌اند ، به عمل ميآيد . تمامى كرجى را از يك بند نىها ميسازند . اين هنديها لباسى دارند ، كه از جگن ( نىبوريا ) مىبافند . نىها را از كنار رودها بدست آورده و خرد كرده از آن لباسى مانند حصير مىبافند و چنين لباسى را مانند جوشن در بر مىكنند . هنديهاى ديگر ، كه به طرف مشرق از هنديهاى صحراگرد مسكن دارند ، به پادى موسوم‌اند و قوت آنها گوشت خام است . گويند ، كه اخلاق و عادات آنها چنين است : اگر كسى از طايفهء آنها ، مرد يا زن ، مريض شود ، مردانى ، كه دوستان مريض بشمار ميروند ، مريض را ، اگر مرد باشد ، مىكشند و در اين موقع ميگويند ، كه اگر اين كار نكنند ، از گوشت مريض بواسطه مرض همواره خواهد كاست . در اين مواقع مريض ناخوشى خود را انكار مىكند ، ولى دوستانش حرف او را نمىپذيرند و بعد از كشتن او گوشتش را بين خودشان تقسيم ميكنند . چنين است نيز رفتار زنان با زنان ناخوش . پيرمردان را هم كشته گوشت آنها را تقسيم ميكنند ، اگرچه عدهء كسانى كه بسن كهولت رسيده باشند ، كم است ، زيرا ، همين كه ناخوش شدند ، آنها را مىكشند . بعد مورّخ مذكور گويد ( همان‌جا ، بند 100 ) هنديهاى ديگر عاداتى ديگر دارند : جاندارى را نمىكشند ، تخم نمىافشانند ، مسكن ندارند و قوتشان علف است . در صفحهء آنها علفى است ، كه ميوه‌اش در پوست است ، و ببزرگى دانهء ارزن . اين علف خودروست و اين هنديها ميوهء آن را جمع كرده و پخته با پوست ميخورند .