يك روز راه از لشكر داريوش اردو زده آنچه روئيدنى در پيش داشت معدوم كرد . در اين حال پارسيها چون سوارهاى سكائى را ديدند ، حمله كردند و سكاها عقب نشستند . پارسىها يك قسمت از سه قسمت مذكور را تعقيب و به طرف رود تانائيس حركت كردند . وقتى كه سكاها از اين رود گذشتند ، پارسىها نيز از آن عبور كرده پيش رفتند ، تا بمملكت سارماتها و بودينها رسيدند . در تمامى اين خطّ پارسيها چيزى نيافتند ، كه معدوم كنند ، چه سكاها قبلا نابود كرده بودند ، ولى وقتى ، كه باراضى بودينها رسيدند ، يك قلعهء چوبين در آنجا يافته آن را آتش زدند . بعد پارسيها باز سكاها را تعقيب كرده و از اراضى بودينها گذشته داخل بيابانهاى خالى از سكنه شدند . اين صفحهء خالى بمسافت هفت روز راه امتداد دارد ، بالاتر از اين صفحه تيس ساگتها سكنى دارند و در زمين اينها چهار رود شروع مىشود : ليك ، اآر ، تانائيس ، سيرگيس ( سوّمى دن است و چهارمى دنتس امروزى « 1 » اوّلى و دوّمى را نتوانستهاند درست تطبيق كنند م . ) . وقتى كه داريوش وارد صفحات خالى از سكنه گرديد ، توقف كرد و در كنار رود اآر اردو زد . بعد هشت ديوار عظيم ، كه مسافت هريك از ديگرى قريب به شصت استاد بود ( تقريبا يازده كيلومطر ) بساخت . خرابههاى اين ديوارها در زمان من باقى است ( كتاب 4 ، بند 124 ) . در اين وقت ، كه داريوش مشغول ساختن اين ديوارها بود ، سكاهائى كه تعقيب ميشدند ، از بالا دور زده به سكائيه برگشتند . بدين ترتيب آنها از نظر دشمن نابود شدند و ديگر كسى آنها را نديد . در اين احوال داريوش ديوارها را نيمه تمام گذاشته به طرف غرب رفت ، چه پنداشت ، كه سكاها به طرف غرب فرار ميكنند . با حركت سريع داريوش مجددا به سكائيه رسيد و به دو قسمت ديگر از قشون سكائى برخورده آنها را تعقيب كرد و سكاها بمسافت يك روز راه عقب نشسته بصفحاتى ، كه داخل جنگ نشده بودند ، رفتند . توضيح آنكه در ابتداء داخل مملكت ملانخلنها شده آن را غارت كردند . پارسىها هم بعد از سكاها داخل
هامش
( 1 ) -Donetz .