تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
و جنگ مىرفتند و پستان راست را مىبريدند تا بهتر تير اندازند ) جنگ كرده غالب شدند « 1 » . بعد اين آمازونها بمملكت سكاها درآمدند و پس از يكى دو جنگ سكاها فهميدند ، كه اينها زنند و با آنها ارتباط يافتند . بعد چون آمازونها اخلاق زنان سكائى را نمىپسنديدند ، يعنى از خانه‌نشينى بيزار بوده ميل بجنگ و شكار داشتند ، شوهرايشان را تحريك كردند ، كه از درياى آزوو گذشته بماوراء آن مهاجرت كند . آنها چنين كردند و مردم سارمات بوجود آمد . حالا هم زنان سارماتها بىشوهرانشان بجنگ و شكار ميروند . سارماتها به زبان سكائى حرف ميزنند ، ولى به لهجه‌اى ، كه از زمان قديم خراب شده ، چه زنهاى آمازونى نتوانسته‌اند زبان سكائى را كاملا فرا گيرند . راجع بزواج رسم آنها چنين است : دخترى تا دشمنى نكشد شوهر نكند . بعض دخترها پير ميشوند و شوهر نميكنند ، چه حاضر نيستند چنين كارى كنند . اين است گفته‌هاى هرودوت راجع بسكنهء سكائيه . بعد مورّخ مذكور حكايت خود را دنبال كرده چنين گويد ( كتاب 4 ، بند 118 ) : در حالى ، كه پادشاهان در محلى اجتماع كرده بودند ، فرستاده‌گان مردمان سكائى رسيده گفتند ، كه شاه پارسيها تمام آسيا را مسخر كرد و پلى در بوغاز بوسفور ساخته بقارّهء اروپا قدم نهاد . در اين‌جا اهالى تراكيه را مطيع و پلى در ايستر بنا كرد ، با اين نيت كه صفحات اينطرف رود مزبور را هم تسخير كند . از ما جدا نشويد ، تا متفقا با دشمن بجنگيم . اگر چنين نكنيد ، ما بايد جلاى وطن كنيم يا مطيع شويم ، زيرا اكر شما كمك نكنيد ، از ما چه كارى ساخته است . اگر خودتان را كنار گيريد ، وضع شما بهتر از وضع ما نخواهد بود . شاه پارس قصد شما را هم خواهد كرد ، چنان كه قصد ما را كرده . دليل مهمّ اين‌نظر آنكه ، اگر شاه پارس ميخواست
هامش
( 1 ) - بقول ژوستن ( كتاب 2 ، بند 4 ) اين‌ها زنان سكائى بودند ، كه در كاپادوكيّه مىزيستند . عادت آنها بر اين بود ، كه مردان سكائى را بكشند يا بيرون كنند . كودكان ذكور را هم مىكشتند و كودكان اناث را نكاه مىداشتند ، ولى پستان راست آنها را مىسوزاندند ، تا تيراندازان ماهر شوند . از اين جهت يونانىها اين زنان را آمازون يعنى بىپستان ناميدند .