تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
مبادرت بجنگ با پارسىها نكرده بوديد ، ما خواهش شما را مىپذيرفتيم ، ولى شما ، بىاينكه ما را مطلع داشته باشيد ، بمملكت آنها حمله برده در آن‌جا ، تا زمانيكه ارادهء خدايان بود ، حكومت كرديد و بعد بارادهء آنان رانده شديد ، ولى ما هيچ‌گاه پارسىها را آزار نكرده‌ايم و حالا هم جنگى با آنها نداريم . اگر پارسيها بمملكت ما بيايند ، ما هم راحت نخواهيم نشست ، ولى عجالة ما ساكت مانده ناظر خواهيم بود . گمان ميكنيم ، كه طرف پارسيها شما هستيد ، نه ما ( همان‌جا ، بند 119 ) . سكاها پس از اين جواب مصمم شدند ، كه داخل جنگ نشده با حشم خود عقب نشينند ، چاههاى عرض راه و چشمه‌ها را كور و آنچه روئيدنى است نابود كنند . بيكى از دسته‌ها ، كه رياست آن با سكوپاسيس پادشاه بود ، سارمات‌ها هم ملحق شدند و قرار شد ، كه اگر شاه پارس برود تانائيس ( دن كنونى ) حمله و به طول درياچه م‌اتيد حركت كند آنها فرار كنند و اگر عقب نشيند پيش بروند . آنهائيكه چنين تصميم كردند ، قسمتى از اهالى سكائيه محسوب ميشدند ، از دو قسمت ديگر سكاهاى پادشاهى بزرگترين در تحت رياست ايدان تيرس و كوچكترين در تحت فرماندهى تاگساكيس باهم اتصال يافتند و با گلن‌ها و بودين‌ها متحد شده قرار دادند ، كه در جلو لشكر پارس موافق اين نقشه حركت كنند : اولا داخل ممالكى شوند ، كه از دخول بجنگ خوددارى كرده‌اند ، با اين مقصود ، كه آنها را مجبور كنند ، داخل جنگ گردند و ، اگر طوعا نمىخواهند با پارسىها بجنگند ، كرها وارد جنگ شوند . ثانيا اگر در مجلس مشورت قرار دادند ، بممالك خود برگردند ، بمتصرّفات خود برگردند . پس از اين تصميم سكاها باستقبال قشون داريوش شتافته بهترين سوارهاى خود را براى اين مقصود فرستادند ، و عرابه‌هايشانرا با زنان و اطفال و تمام حشم به طرف شمال حركت داده با خود فقط آنقدر حشم نگاهداشتند ، كه براى قوت روزانه لازم داشتند ( همان‌جا ، بند 121 ) . سوارهاى سكائى در جائى ، كه سه روز راه تا ايستر ( دانوب كنونى ) بود حمله بقشون داريوش كردند . اين دسته بمسافت