پسند داريوش شاه شد » . چنين بود آثارى ، كه سازندهء پل از خود گذاشت و داريوش پس از دادن هدايا به ماندروكل از پل به اروپا گذشت . قبل از آن به ينيانها امر كرد ، بكشتيها نشسته و درياى سياه را گرفته بالا بروند ، تا به ايستر « 1 » برسند و در آنجا منتظر او باشند ، تا بعد پلى روى رود مزبور بنا كنند . بحرّيه مركب بود از ينيانها و االيانها و اهالى هلّسپونت . اين كشتيها از مردم كيانى گذشته به ايستر رسيد و داخل رود مزبور گرديده بمسافت دو روز راه از دريا دور شد . در جائى ، كه رود بشعبههائى تقسيم مىشود ، يونانيها پلى ساختند . اما داريوش پس از عبور از بوسفور به تراكيه داخل شده و از اينجا بسرچشمههاى رودتآر رسيده در اين محل براى مدّت سه روز اردو زد . بقول مردم حولوحوش آب اين چشمهها خواصّ طبى دارد و بر ضدّ خارش بدن انسان و اسب استعمال مىشود . عدّهء چشمهها 31 است و همه از يك سنگ بيرون ميآيند . در اينجا داريوش اردو زده در ميان فراوانى استراحت كرد . بعد فرمود در اين محل ستونى برپا كنند و اين كتيبه را بنويسند : « از تمام رودها ، آب سرچشمههاى تآر گواراتر و سالمتر است . نامىترين كس ، داريوش پسر هيستاسپ ، شاه پارسيها و تمام قارّه ، با قشون خود بكنار اين چشمهها آمد » . بعد داريوش حركت كرده برود ديگر موسوم به آرتسك ، كه از اراضى ( اودريس ) ها جارى است ، رسيد .
در اينجا محلى را بقشون خود نشان داده امر كرد ، هريك از سپاهيان ، كه از آن محل ميگذرند ، سنگى بگذارند . سپاهيان چنين كردند و ، وقتى كه داريوش حركت كرد ، تلهاى بزرگى از سنگ بر جا ماند . قبل از اينكه داريوش به ايستر برسد ، گتها را باطاعت درآورد . اينها مردمى هستند ، كه بجاويدان بودن روح اعتقاد دارند . تراكىهاى سالمىدس و آنهائيكه بالاتر از دو شنر آپپلنى « 2 » و مسامبرى « 3 » سكنى دارند و موسوماند بمردم كيرميان و نيپسى خودشان مطيع شدند ، امّا گتها و نيز از تراكىها آنان ، كه رشيدتر و درستتر بودند ، جنگ كردند ، ولى
هامش
( 1 ) - ايستر ، دانوب امروزى .
( 2 ) -Appolonie .( 3 ) -Mesambria .