تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
آرياند از مصر روانه كرده بود ، به برقه درآمده شهر را محاصره كرد و مقصرين قتل آرك‌زيلاس را خواست ، ولى ، چون تمام اهالى تقصير را به عهده گرفته بودند ، تقاضاى پارسىها را ردّ كردند و محاصره نه ماه طول كشيد . محاصرين از بيرون شهر به ارگ نقب زدند و يورشهاى سخت به شهر بردند ، ولى مسگرى نقب‌ها را كشف كرد ، توضيح آنكه دور ديوار شهر گشته سپر مسين خود را به زمين ميگذارد و صدائى نمىشنيد ، ولى همين كه به جائى رسيد ، كه نقب ميزدند ، مس صدا كرد و اهالى برقه مشغول نقب‌زدن از سمت مخالف شده به پارسيها رسيدند و آنها را كشتند . بعد يورشها را هم شجاعانه دفع كردند . محاصره به طول انجاميد و از طرفين نفرات زياد كشته شد ، تا اينكه رئيس پياده نظام آماسيس « 1 » گفت قوّه به كار نمىآيد ، بايد با حيله برقه را گرفت . شبانه به حكم او خندقى كندند ، روى آن را پوشانيده خاك ريختند و خاك را با زمين مساوى كردند . روز ديگر در طليعهء صبح اهالى برقه را براى مذاكره طلبيد . آنها با شعف اين دعوت را پذيرفتند ، چه اشتياق زياد به صلح داشتند . روى خندق معاهده‌اى بقيد قسم منعقد شد ، بدين مضمون ، كه اهالى برقه باج خود را بپردازند و ايرانيها كارى با آنها نداشته باشند . ضمنا قرار شد ، كه تا زمين استوار است ، اين معاهده نقض نشود . پس از اين معاهده اهالى برقه دروازه‌ها را باز كرده بيرون آمدند و از پارسيها هركس ، كه خواست ، داخل شهر شد . در اين احوال پارسىها پل خندق را خراب كرده به شهر حمله بردند . پل را خراب كردند تا بتوانند بگويند ، كه قول خود را نقض نكرده‌اند و زمين فرو رفته . پارسيها از اهالى برقه كسانى را ، كه بيشتر مقصر بودند ، گرفته به فرىتيما مادر آرك‌زيلاس دادند و او آنها را به دار زد و پستانهاى زنان آنان را بريد . باقى اهالى برقه را ، باستثناى آنهائيكه از خانواده بات‌تا « 2 » بوده تقصيرى نداشتند ، به پارسيها واگذارد . پارسيها اهالى برقه را اسير و به طرف مصر حركت كردند . وقتى كه بكرسىسيرن رسيدند ، اهالى شهر ، موافق گفته غيب‌گوئى ، آنها را به شهر راه دادند .
هامش
( 1 ) -Amasis( اين اسم مصرى به نظر مىآيد ) . ( 2 ) - ( بات‌تا ) پدر ( فرىتيما ) بود .