تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
ميداد . پولىكرات با دموك‌دس « 1 » طبيب نامى زمان خود ، وارد ماگنزى گرديد ، در آنجا با افتضاح كشته شد و نعش او را بدار آويختند . هرودوت گويد ارىتس او را طورى كشت ، كه من نمىتوانم حتى آن را توصيف كنم . پس از آن ، والى همراهان او را مرخص كرد و گفت شما بايد ممنون باشيد ، كه آزاد شديد ، ولى خارجيها و بندگان او را نگاه داشته بندگان خود كرد . آويختن نعش پولىكرات تعبير خواب دخترش بود : هر زمان كه باران مىباريد زوس او را شست‌وشو ميكرد و آفتاب هم نعش او را روغن ميماليد ، زيرا از شدّت حرارت آفتاب از جسد او رطوبت مىتراويد . پس از آن طولى نكشيد ، كه ارىتس جزاى كردار خود را ديد . توضيح آنكه در زمان اغتشاشات ايران ، اوميتروباتس را ، كه وقتى ارىتس را سرزنش كرده بود ، با پسرش كشت و اين دو نفر از رجال مهم پارس بودند . بعد مرتكب جنايات ديگر گرديد ، مثلا وقتى كه چاپار داريوش از ايالت او برميگشت ، از كمين‌گاهى مورد حمله شد و چاپار را كشته جسد او و اسبش را پنهان كردند . وقتى كه داريوش شاه شد ، تصميم كرد كه ارىتس را از جهت قتل ميتروباتس و پسرش مجازات كند ، ولى صلاح نديد ، كه آشكارا قشونى بر عليه او بفرستد ، چه تازه بتخت نشسته بود و ياغىگريها دوام داشت و ديگر اينكه قواى ارىتس زياد بود : هزار نفر پارسى مستحفظين او بودند و حكومت قسمتهاى ديگر آسياى صغير ، مانند فريگيه ، ليديّه و ينيانها هم با او بود . بنابراين داريوش چنين كرد . پارسىها را طلبيده گفت : « از شما كى ميتواند مأموريتى را ، كه من خواهم داد ، با حيله و زرنگى انجام دهد ؟ در اين مأموريت اعمال قوّه اقتضاء ندارد ، حيله و تردستى لازم است . كى ميتواند ارىتس را مرده يا زنده نزد من آرد ؟ چنان كه ميدانيد ، او كارى براى پارس نكرده ، سهل است ، كه دو نفر از پارسيها را كشته ، چاپار مرا اعدام كرده و با اين اقدام جسارتى بروز داده ، كه قابل تحمل نيست . ما بايد ، زودتر از آنكه از طرف او جنايتهاى ديگر متوجه پارس شود ، نابودش كنيم » . در جواب
هامش
( 1 ) -Democedes .