ميدانستند ، ولى اكنون ، بنابر حساب مذكور ، بايد در اواخر 522 يا در اوايل 521 ق . م دانست .
كارهاى ديگر داريوش
اين شاه از سكاها و از جنگى با آنها ذكرى در كتيبهء بيستون كرده ، ولى اين قسمت كتيبه خيلى آسيب يافته و درست خوانده نمىشود . بعضى تصوّر ميكنند ، كه اين قسمت راجع به لشكركشى داريوش بمملكت سكاهاى اروپائى است و برخى مربوط به سكاهاى آسياى وسطى ميدانند ( در جاى خود به اين مطلب باز خواهيم گشت ) . در بند هشتم ستون چهارم داريوش گويد « كارهاى ديگر نيز كردهام كه در اينجا ننوشتهام » اينكارها بايد اقداماتى باشد ، كه براى جلوگيرى از اغتشاشات آسياى صغير و مصر و غيره كرده . چون ذكرى از اين كارها در كتيبه مزبوره نشده بايد بنوشتههاى مورّخين يونانى رجوع كنيم .
جلوگيرى از شورش در آسياى صغير
هرودوت گويد ( كتاب سوّم ، بند 120 - 128 ) : « كوروش ارىتس « 1 » نامى را والي سارد كرده بود . اين والى خواست مرتكب جنايتى شده پولىكرات « 2 » . جبّار جزيرهء سامس « 3 » را ، هلاك و اين جزيره را جزو پارس كند .
مىگوئيم « مرتكب جنايتى » زيرا جبّار مذكور اقدامى بر ضدّ او نكرده و چيزى كه به او برخورده باشد ، نگفته و حتى با او روبرو هم نشده بود . جهت عداوت او چنان كه غالبا ميگويند ، اين بود : روزى والى مزبور و ميتروباتس « 4 » والى داسكىليون « 5 » دم درب بزرگ قصر نشسته صحبت ميكردند . صحبت آنها بمشاجره و دعوا كشيد و ميتروباتس به ارىتس گفت : « تو خود را مرد دانى ، و حال آنكه نتوانستهاى جزيرهء سامس را براى شاه تسخير كنى ، با اينكه اينقدر بايالت تو نزديك است و تسخير آن به اين اندازه آسان ، كه يكى از بوميها حكومت را با پانزده نفر سپاهى سنگين اسلحه بدست گرفته » . اين سخن بوالى گران آمد و از
هامش
( 1 ) -Oroites .( 2 ) -Polycrate .( 3 ) -Samos ,( 4 ) -Mithrobates .( 5 ) -Dascylion( كرسى قسمتى از آسياى صغير ، كه پائينتر توضيح خواهد شد ) .