تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
بابل محال است و او در ازاى اين نصيحت مرا بدين روز انداخت . حالا من بدين‌جا آمده‌ام ، تا بزرگترين خدمت را بشما كرده بزركترين ضرر را به داريوش برسانم . ناقص كردن من براى او بىمجازات نخواهد بود . من بر تمام نقشه‌هاى او واقفم » . بابلىها ، چون يكى از رجال مهم پارس را بدين حال ديدند ، سخنان او را باور كرده و قشونى به او دادند و او ، چنان كه با داريوش مواضعه كرده بود ، روز دهم آنها را بيرون برد و هزار نفر اوّلى را احاطه و معدوم كرد . پس از آن چون بابلىها ديدند ، كه كردار او با گفتارش موافقت دارد ، آنچه ميگفت ، ميپذيرفتند . بعد او منتظر روز بيستم شد و دو هزار نفر دوّم را شكست داد . بابلىها غرق شادى شدند . سپس زوپير در روز معهود بابلىها را بيرون برده چهار هزار نفر سوّم را شكست داد . پس از آن او شخص اوّل بابل و سپهسالار كلّ لشكر بابل گرديد و ارگ را به او سپردند . در اين احوال روز معهود ديگر در رسيد و داريوش فرمان يورش عمومى داد . زوپير دروازهء ( بل ) و ( كيس‌سى ) را به روى پارسىها گشوده پارسيها را بارگ هدايت كرد . بعض بابلىها پس از اين واقعه فرار كرده به معبد ( بل ) پناه بردند و برخى از قضيه اطّلاع نداشتند ، ولى به زودى معلوم شد ، كه به آنها خيانت كرده‌اند و بابل در دفعهء دوّم بتصرّف پارسىها درآمده . پس از تسخير بابل داريوش امر كرد ، ديوارهاى آن را خراب كردند و دروازه‌ها را برداشتند . كوروش چنين كارى در بابل نكرد . بعد سه هزار نفر را از نجباى بابلى ، كه سر دستهء شورش بودند بدار آويخت و بسائر بابلىها اجازه داد ، كه در شهر بمانند . براى اينكه بابلىها بىزن نمانند و از عدّهء نفوس نكاهد ، از راه مآل انديشى داريوش چنين كرد : چون زن‌هاى خودشانرا بابلىها براى كم نيامدن آذوقه خفه كرده بودند ، داريوش فرمود ، كه هركدام از قبايل مجاور عدّهء معينى زن به بابل بفرستد . عدّهء همه زن‌ها به پنجاه هزار نفر مىرسيد . بابلىهاى كنونى از اين زنان‌اند . بعد داريوش اعلان كرد ، كه از پارسىها ، باستثناى كوروش ، كسى از حيث خدمت بر زوپير برترى ندارد ، چه هيچيك از پارسىها را ياراى آن نبود ، كه خود را با كوروش
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 552 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )