كه در غياب او منتشر ميشد ، بتخت نشستن بردياى دروغى و كارهائى ، كه او در مدت هفت ماه براى جلب مردمان ايالات كرد ، ( مانند معفوّ داشتن مردم از ماليات و عوارض و خدمت نظامى ) از نفوذ مركز در ممالكى ، كه تازه جزو ايران شده بودند ، كاسته حسّ استقلالطلبى و تجزيه را تحريك كرد و هركدام از ممالك تابعه درصدد برآمد ، كه از ايران جدا شده به حال سابق خود برگردد . بعد ، كه معلوم شد ، گئومات مغ بتقلب در مدّت هفت ماه تخت را اشغال كرده بود ، كسان ديگر هم به اين صرافت افتادند و هريك از آنها خود را يكى از دودمان شاهان سابق خوانده دعوى سلطنت كرد . نوشتههاى مورّخين يونانى راجع باغتشاشات و ياغيگريهاى به دو سلطنت داريوش مختصر است ، باستثناى شورش بابل ، كه آن هم ؛ چنان كه بيايد ، در بعض كيفيات با تاريخ موافقت ندارد . اما نوشتههاى داريوش اطلاعات بيشترى ميدهد و ، هرچند اين شاه هم بكيفيات نپرداخته ، ولي اغتشاشات مزبوره را يكايك شمرده ، اسم اشخاص و محلها را برده ، ماههاى جنگ را معين و كلّيّة بيش از مورّخين يونانى وقايع را روشن كرده . از اين جهت بدوا بذكر وقايع ، چنانكه داريوش در بيستون نويسانده ، ميپردازيم . توصيف بيستون و حجاريها و كتيبههاى آن در باب دوّم اين كتاب ، در فصلى كه راجع بآثار نامى ايران قديم است ، بيايد .
عجالة همينقدر گوئيم ، كه بيستون محلى است ، تقريبا در شش فرسنگى كرمانشاه ، در سر راهى كه به همدان ميرود . در اينجا كوهى است ببلندى 400 پا از سطح زمين و داريوش بر تخته سنگهاى اين كوه در بلندى 100 پا دو كتيبه نويسانده .
يكى معروف بكتيبهء بزرگ است و ديگرى بكتيبهء كوچك .
مندرجات كتيبهء بزرگ بيستون
قسمتى ، كه راجع بشورشهاى داخلى بعد از واقعهء بردياى دروغى است ، از بند 16 ستون اوّل كتيبه شروع مىشود . ترجمهء كتيبه بپارسى كنونى از كتاب