تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
در صورتى كه هريك را ببهترين وجهى تصور كنيم ، يعنى از بهترين حكومت مردم ، بهترين حكومت عدّهء قليل و بهترين حكومت سلطنتى ، من آخرى را ترجيح مىدهم . چيزى بهتر از حكومت بهترين شخص نيست . چون اين شخص داراى بهترين نيات است ، ببهترين وجه امور مردم را اداده خواهد كرد و در اين صورت كارهائى ، كه مربوط بدشمن خارجى است بهتر مخفى خواهد ماند . برعكس در عدّهء حكومت قليل ، چون اداره امور در دست چند نفر آدم نالايق است ، بين آنها اختلافات شديد روى ميدهد و ، چون هريك از آنها ميخواهند نفوذ يافته رياست نمايند ، منازعه بين آنها حتمى است . از اينجا هيجان‌هاى داخلى روى ميدهد و از هيجانهاى داخلى خونريزى . خون‌ريزى بالاخره منجر بحكومت يكنفر مىگردد ، بس حكومت يك نفر بهترين طرز حكومت است . ثانيا در حكومت مردم از وجود مردم فاسد نمىتوان احتراز كرد و هرگز مردم فاسد براى منافع دولت باهم در جنگ نشوند ، بلكه باهم بسازند ، زيرا عادتا اشخاصى ، كه براى دولت مضرّند ، همه باهم بر ضد دولت دست بهم مىدهند . اين اوضاع دوام مىيابد ، تا يكى از آنها در رأس مردم قرار گرفته به اين احوال خاتمه دهد . چنين شخصى باعث حيرت مردم گشته به زودى مالك الرّقاب مىشود . پس باز ثابت شد ، كه حكومت يكنفر بهترين طرز حكومتها است . چون آنچه گفته شد جمع و خلاصه كنيم ، اين سئوال پيش ميآيد ، آزادى ما از كجاست و كى آن را بما داده ؟ از مردم بما رسيده يا از حكومت عدّهء قليل و يا از حكومت يكنفر ، من تصوّر مىكنم ، كه يكنفر ما را آزاد كرده . از اين نظر و نيز از نظر اينكه تغيير ترتيباتى ، كه ريشه دوانيده ، ثمرى براى ما نخواهد داشت ، ما بايد حكومت مطلقه را حفظ كنيم » . چنين بود سه عقيده‌اى كه اظهار شد . چهار نفر ديگر از هفت نفر با عقيدهء داريوش موافق شدند و ، چون اتانس ديد مغلوب شده رو بر فقا كرده چنين گفت : « رفقا ، روشن است ، كه يكى از ماها برحسب قرعه يا بميل مردم شاه پارس خواهد شد . چه اين يكنفر را خود مردم انتخاب كنند چه او بوسيلهء ديگر متوسّل شود ، من با شما رقابت نخواهم كرد ، زيرا من نه