تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
و گويد ، كه چرا ستايش او فوق‌العاده نيست و ، اگر ستايش فوق‌العاده باشد ، باز ناراضى است ، چه گوينده را متملق ميداند . مهمتر از همهء اين نكات آنكه ، او بر ضد عاداتى است ، كه از ديرگاه پاينده است : بناموس زنان تعدى مىكند و بىمحاكمه مردم را ميكشد . اما حكومت مردم ، اوّلا اين حكومت اسم خوبى دارد ، كه تساوى حقوق است ( اى زن مى « 1 » ، چنان كه هرودوت نوشته ) و ديگر اينكه مردم كارهائى را ، كه مالك الرّقاب مىكند ، مرتكب نميشوند . انتخاب مستخدمين دولت بقرعه است ، هر شغل مسؤليتى دارد و هر تصميم را بمجلس رجوع ميكنند . بنابراين پيشنهاد ميكنم ، كه حكمرانى يكنفر را ملغى كرده ادارهء امور را بمردم واگذاريم . اهميت در كمّيت است » . چنين بود عقيده اتانس . مگابيز عقيده به اولى گارشى « 2 » داشت ( يعنى بحكومت عدّهء كمى ) و چنين گفت : « با آنچه اتانس در باب حكومت يكنفر گفت ، من موافقم ، ولى او در اشتباه است از اين حيث ، كه پيش‌نهاد مىكند حكومت را بدست مردم بدهيم ، و حال آنكه چيزى خود سرتر و پوچ‌تر از رجّاله نيست . محال است ، كه مردم خود را از خودسرى حكمرانى نجات دهند ، براى اينكه اسير خودسرى رجّاله گردند ، چه اگر جبار « 3 » كارى بكند ، باز معنائى دارد ، ولى كار مردم پوچ است . بالاخره چه توقعى ميتوان از كسى داشت ، كه چيزى ياد نگرفته ، خودش هم چيزى نميداند و مانند سيلى بىفهم و شعور خود را باينكار و آن كار مىزند ؟ حكومت مردم را بايد اشخاصى پيشنهاد كنند ، كه دشمن پارسيها هستند ، ولى ما عدّه‌اى را انتخاب ميكنيم ، كه لايق باشند و حكومت را به آنان ميسپاريم . در اين عدّه خود ما هم داخل خواهيم بود . تصميم بهترين اشخاص البته بهترين تصميم است » . چنين بود رأى مگابيز . سوّمين كسى ، كه حرف زد ، داريوش بود و چنين گفت : « من گمان ميكنم ، كه عقيدهء مگابيز راجع بحكومت مردم صحيح است ، ولى در باب حكومت عدّهء قليل ناصحيح . از سه طرز حكومتى ، كه ما پيش‌نهاد ميكنيم ،
هامش
( 1 ) -Isonomie .( 2 ) -Oligarchie .( 3 ) -Tyran .