تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
كوروش را شنيده و با آن مأنوس گرديده نسبت بنام اين شاه احترام مىورزند ، ثانيا كوروش را مورّخين عهد قديم و جديد باتفاق آراء بانى دولتى ميدانند ، كه از حيث وسعت سابقه نداشت و از سيحون تا درياى مغرب و احمر ممتدّ بود ، ولى اگر قدرى دقيق شويم ، روشن است ، كه شئون كوروش از جهانگيريهاى او نيست ، زيرا قبل از او هم مصر ، بابل و آسور پادشاهان عظيم الشأن و جهانگيران نامى داشتند و آسور ، چنان كه گذشت ، وقتى حكمران تمام آسياى غربى و مصر بود ، اگرچه وسعت ممالك او بوسعت ايران اين زمان نميرسيد . شئون كوروش از طرز سلوك و رفتارى است ، كه در مشرق قديم براى اوّلين دفعه پديد آورد و سياست ظالمانه و نابودكنندهء پادشاهان سابق و بالخصوص سلاطين آسور را بسياست رأفت و مدارا تبديل كرد . براى نمونه كتيبهء آسور بانىپال را ، كه پس از تسخير عيلام نويسانده ، بخاطر ميآوريم ، و حال آنكه چنين كتيبه‌ها بمضامين ديگر زياد است : « خاك شهر شوشان و شهر ماداكتو و شهرهاى ديگر را تماما به آسور كشيدم و در مدّت يك ماه و يك روز كشور عيلام را بتمامى عرض آن جاروب كردم . من اين مملكت را از عبور حشم و گوسفند و نيز از نغمات موسيقى بىنصيب ساختم ، به درندگان و مارها و جانوران كوير و غزال اجازه دادم ، كه آن را فروگيرند » . در كتيبه‌هاى ديگر خود ، پادشاهان آسور مىبالند باينكه هزاران زبان از مغلوبين كشيدند ، فلانقدر تل از سرهاى بريده بلند كردند و چنان فلان مملكت را زير و زبر كردند ، كه صداى حيوانى هم در آنجا شنيده نمىشود . پادشاهان آسور اطفال اسرا را در آتش مىسوزند ، خود اسرا را بدست خود كور ميكنند و اين كار را عبادتى نسبت بخدايان خود ميدانند . سالم ماندن پادشاه مغلوب ، پس از اينكه اسير شد ، واقعه‌ايست فوق العاده ، زيرا عادت چنين است ، كه بايد خود او را با كسان و همراهانش كشت . رفتار پادشاهان بابل و مصر هم تقريبا با تفاوتهائى چنين بود . اگر اين درندگى و مظالم را با رفتار كوروش ، چنان كه از مدارك و اسناد صحيحه و نوشته‌هاى مورّخين عهد قديم استنباط مىشود ، مقايسه كنيم ، تفاوتهاى بيّن بين دو نوع سلوك مىيابيم : پادشاهان و شاهزادگان
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 475 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )