مجبور مىشوند ، سه چهار سال در معبد بمانند ، تا يك شخص خارجى به طرف آنها بيايد » .
نهم - مطيع شدن فينيقيه و فلسطين
فينيقيّه
پس از تسخير بابل ، مملكت كلده با شهرهاى قديم سومر و اكد و كليهء مستملكات دولت سابق بابل جزو ايران گرديد . از جمله چنان كه ميدانيم فينيقيه بود . در مدخل ذكرى از فينيقيها شده ( صفحهء 27 ) ولى بواسطه اهميتى كه فينيقيها در عالم قديم داشتند و بملاحظهء مزايائى ، كه براى ايران هخامنشى از داشتن چنين ملتى در اطاعت خود حاصل شد ، مقتضى است كلمهاى چند بر آنچه گفته شده بيفزائيم .
فينيقىها ملتى بودند سامىنژاد ، كه تقريبا در دو هزار و پانصد سال ق . م از عربستان سر برآورده بعدها بين درياى مغرب و جبل لبنان سكنى گزيدند . خود فينيقيها مىگفتهاند ، كه موطن اصلى آنها سواحل خليجپارس بوده . فينيقيه معرب اسمى است ، كه يونانيها به اين مملكت دادهاند و بمعنى « آلههء آفتاب سرخ است » كه از مشرق ظاهر شده ، امّا فينيقىها خودشان را كنعانيان ميناميدند . مذهب اينها بر شرك و بتپرستى بود و چيزهاى زياد از بابل اخذ كرده بودند . در ميان آلههء آنها در درجهء اوّل بعل ، يا خداى آسمان بود ، كه او را ( ملكارت ) ، يعنى پادشاه خدايان ميخواندند . از آلههء زن ، بيش از سايرين ، ( آستارت ) را ميپرستيدند ، كه همان ( ايستار ) بابلى است . اين ربة النوع را ملكهء آسمان و نيز خداى توالد و تناسل ميدانستند . از ساير خدايان ، ( ال ) ، رب النوع ساميها ، معروف بود كه ، در صيغهء مؤنث ( الات ) ميگفتند . از حيث تمدّن فينيقىها ، چون بين دو ملت متمدن عهد قديم ، يعنى مصريها و بابلىها واقع بودند ، چيزهاى زياد از آنها اقتباس كردند ، ولى بيشتر به بابلىها شباهت داشتند . از شهرهاى زياديكه در ساحل درياى مغرب بنا كرده بودند ، چند شهر معروف آفاق بود : صيدا ، صور ، ارواد و جبل . شهر آخرى را يونانيها بيبلس « 1 » ميناميدند . فينيقىها بواسطه نفاق
هامش
( 1 ) -Biblos .