دختر را ازدواج خواهد كرد . اگر زن و شوهر باهم سازگار نبودند ، زن ميبايست پولى را ، كه شوهر داده بود ، رد كند . اين عادت خوبى بود و حالا متروك شده .
بابلىها ، براى اينكه دختران خود را مجبور نكنند به شهر اجنبى بروند ، بعدها ترتيب ديگرى پيش گرفتند . توضيح آنكه از مردم عوام آنهائيكه از جهت جنگ دوچار فقر و پريشانى شدهاند ، با تن دختران خود كسب مىكنند . بابلىها عادات حكيمانهء ديگرى نيز دارند « 1 » : مرضائى را ، كه دستشان به طبيب نمىرسد ، بميدان مىبرند و رهگذر نزد مريض آمده با او صحبت مىكند . ممكن است ، كه يكى از رهگذرها مبتلا به همين مرض بوده يا كسى را مبتلا به اين مرض ديده باشد . در اين صورت چنين كس دوائى را ، كه استعمال كرده يا ديده است ، كه استعمال كرده و چاق شدهاند به مريض مىگويد . برحسب عادت ممنوع است ، كه كسى مريض را ديده بگذرد و از او احوالپرسى نكند . مردهها را در مس دفن مىكنند و سرودهاى بابلىها در اين موارد شبيه سرودهاى مصرى است . مرد و زن پس از اينكه باهم ارتباط يافتند ، بايد كندر بسوزانند و هر دو ، همين كه صبح در رسيد ، شستوشو كنند .
قبل از اين كار دست بظرفى نميزنند . عادت اعراب همچنين است . بابليها عادتى دارند ، كه بسيار زشت است : هرزن بومى بايد يك دفعه در مدّت عمر خود با شخص خارجى در معبد آفروديت « 2 » ارتباط يابد . بعض زنان بابلى ، كه دولتمندند ، چون نميخواهند با زنان بىچيز مخلوط شوند ، بمعبد مزبور رفته در گردونههائى جا مىگيرند و ملتزمين زياد پشت سر آنها مىايستند . مرد سكهاى روى زانوى زن انداخته مىگويد « تو را بنام مىلتتا ( آفروديت ) دعوت مىكنم » . سكهاى را ، كه خارجى مىدهد ، هرقدر كم باشد ، بايد زن قبول كند ، زيرا براى خدا داده مىشود و پس از اينكه زنى از معبد خارج شد ، ديگر به هيچ قيمتى با مردى ارتباط نمىيابد و زنان وجيهه زود از معبد خارج ميشوند ، و حال آنكه زنان زشت گاهى
هامش
( 1 ) - مقصود هرودوت از عادت حكيمانهء اولى شوهر دادن زنان بدگل است بخرج زنان زيبا .
( 2 ) - آفروديت در نزد يونانيها ربّة النّوع جمال بود و هرودوت اسم يونانى اين ربّة النّوع را ذكر كرده ، ولى قدرى پائينتر ميگويد بابلىها اين آلهه را مىلتتا ميناميدند .