تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
ميان آنها پديدآورد ، باينجاها اشخاص يا مردمى ميآمدند كه از مشرق يا مغرب رانده شده بودند . بنابراين در اينجاها مردمان گوناگون توطن يافتند و بعد از برقرار شدن در مساكن خود ، چون الفت نژادى نداشتند و دريا هم رقابت تجارتى بين آنها ايجاد ميكرد ، نميتوانستند دولت واحدى تشكيل كنند ، چنان كه در ازمنهء تاريخى هم مىبينيم ، كه شهرهاى فينيقى همواره بين خود نزاع دارند و ، چون نمىتوانند در سائر قسمتهاى سوريه منتشر شوند ، به طرف مغرب رفته در جزائر درياى مغرب مانند قبرس ، سيسيل ، مالت ، ساردين و غيره و در سواحل درياى مزبور مانند قرطاجنه و اسپانيا سكنى اختيار ميكنند . از اين جهت بود ، كه مردمان كم جمعيت سوريه جدا از يكديگر زندگانى ميكردند و خيلى ديرتر از بابليها و مصريها بعرصهء تاريخ قدم گذاشتند ، بعد هم از خود نه تمدنى ايجاد و نه دولت بزرگى تشكيل كردند . در ابتداء اينها در تحت نفوذ بابل درآمدند و بعد از آن ، همين كه مصر متوجه اين صفحات شد ، جزو دولت مصر گرديده تا اندازه‌اى رنگ تمدن آن را پذيرفتند . كليّة بايد درنظر داشت ، كه ، چون سوريه بين ملل قوى واقع بود ، اين موقع آن را مجبور ميكرد تمدنهاى همسايه‌ها را گرفته در خود جمع كند و نيز ، چون سواحل شرقى درياى مغرب را داشت ، تمدنهاى مأخوذه را باهم تلفيق و تركيب كرده به مغرب ميبرد . از اين راه تمدن مشرق قديم ( نه تمدن بابلى يا مصرى فقط ) از مشرق به مغرب رفت . اين تمدن ، چنان كه از تاريخ معلوم است ، تا سواحل اقيانوس اطلس سرايت كرد و بواسطهء قرطاجنه ، كه از مستعمرات فينيقىها بود ، به نومه‌دى « 1 » يا الجزائر « 2 » امروز و مورىتانى « 3 » يا مراكش كنونى رسيد و ، پس از آن در ازمنهء بعد ، به جاهائى از افريقا منتشر شد ، كه حالا موسوم به گىنه « 4 » است . آسياى صغير هم‌چنين موقعى در جاى ديگر آسيا داشت ، زيرا مانند سوريه اين شبه جزيره هم از مردمان گوناگون مسكون بود و اينها ، پس از اينكه تابع تمدّن بابلي شدند ، تمدن مشرق را در بحر الجزائر و صفحات مجاور آن سارى و جارى كردند و بوسيله اتروسك‌ها ، يعنى مهاجرينى كه از اين‌جا به طرف مغرب رفتند ، عنصر
هامش
( 1 ) -Numedie .( 2 ) -Algerie .( 3 ) -Mauritanie .( 4 ) -Guinee( غانه ) .