تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
اين‌ها ديگر نمىگزند و لگد نمىاندازند ، ولى در موقع جنگ مانند اسبان ديگر بكارند . گاوهاى نر را وقتى كه اخته كردند ، احوال وحشى آنها تغيير مىكند ، بىاينكه از زورشان بكاهد يا كمتر كار كنند . سگهاى اخته نيز كمتر حاضرند صاحبان خود را رها كنند و براى پاسبانى و شكار مانند سگان ديگر مفيدند . انسانهم چنين است ، وقتى كه او شهوت را فاقد شد ، آرام‌تر است ، ولى نه از چابكى او در اجراى اوامر آقايش ميكاهد ، نه در اسب‌سوارى و زوبين‌اندازى كوتاه ميآيد و حبّ نام و مقام هم در او كمتر نيست . اما وفادارى خواجه‌ها از اينجا ديده مىشود ، كه كسى به قدر آنها از مرگ يا بدبختى آقايانشان متألم نميشود . اگر بگوئيم ، كه از قوّت جسمانى آنها پس از خواجه‌شدن ميكاهد ، بايد درنظر داشت ، كه در جنگ ، آهن ضعيف‌تر را با قوىتر مساوى مىكند . بر اثر اين ملاحظات كوروش مستحفظين خود را از دربان گرفته تا مقامات بالاتر از خواجه‌ها معين كرد و ، چون ترسيد ، كه بواسطه زيادى عدهء بدخواهان اين عده كافى نباشد ، فكر كرد ، كه از چه قبيل مردم ميتواند باقىماندهء مستحفظين را انتخاب كند و اين نكته بخاطرش آمد : پارسىهائى ، كه در مملكت خودشان مانده‌اند ، فقيرند ، و خواه از جهت عدم حاصلخيزى زمين‌ها ، خواه بواسطه كارهاى دستى ، با مشقت زندگانى ميكنند و ، اگر او اين پارسيها را مستحفظين خود قرار دهد ، آنها خودشان را خوشبخت خواهند دانست . اين بود ، كه ده هزار نفر از پارسيهاى مزبور انتخاب كرد ، تا شب و روز در اطراف قصر او كشيك بكشند و هنگام سوارشدن از ملتزمين او باشند . بعد چون ديد در بابل قشونى براى حفظ نظم لازم است ، ساخلوى نيرومند براى شهر مقرّر داشت . حقوق اين سپاه را ميبايست بابلىها بدهند ، تا وسائلى براى اضرار نداشته بيشتر آرام و مطيع باشند . سپاه پاسپانى و ساخلوى تا امروز هم باقى است . پس از آن فكر كرد ، كه ، چون اين سپاهيان از حيث عده كمتر از مردمان مغلوب‌اند و در شجاعت زياد بر آنها برترى ندارند ، ممكن است ، كه براى حفظ ممالك مسخره و توسعهء حدود آن كافى نباشند . بنابراين لازم ديد ، كه جنگيهاى دلير را نزد خود نگاهدارد