تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
كرده بودند . اين شخص ، نسبش با عقاب سلسله داود ميرسيد ، او لقب پادشاهى نداشت و ، چنان كه در تورية گفته شده ، تابع والى ايران در ماوراء النهر بود . بايد مقصود از نهر ، رود اردن باشد ، كه ببحر الميت ميريزد و بنابراين والى ماوراء النهر يعنى والى ايران در سوريّه .

نوشته‌هاى كزنفون

محاصرهء بابل

( كتاب 7 ، فصل 5 ) كوروش چون ببابل رسيد ، قشون خود را در اطراف آن گذاشته خودش باتفاق دوستان و رؤساء عمده بمعاينهء استحكامات شهر پرداخت . پس از آن ، در حينى كه ميخواست سپاه خود را عقب بكشد ، يكنفر فرارى از شهر خود را به او رسانيده گفت ، اهالى ميخواهند در موقع عقب‌نشينى حمله بسپاه تو كنند ، زيرا پياده نظام تو به نظر بابلىها ضعيف آمده . از عقيدهء بابلىها نميشد اظهار حيرت كرد ، زيرا چون پياده نظام را كوروش در اطراف شهر جا داده بود و شهر خيلى وسعت داشت ، عمق سپاه ( يعنى عدهء صفوف ) كم بود . بر اثر اين خبر ، كوروش با همراهانش در وسط قشون جا گرفته امر كرد ، سپاهيان سنگين اسلحه از طرف راست و چپ پس رفته در عقب قسمتى صف بندند ، كه بىحركت خواهد ماند و اين كار را چنان كنند ، كه هر دو قسمت در مركز ، يعنى در آنجا ، كه او قرار گرفته جمع شوند . از مزاياى اين حركت قوّت قلبى بود ، كه براى همه در آن واحد حاصل ميشد : اولا براى كسانى ، كه در جائى ايستاده حركت نميكردند ، از اين جهت ، كه صفوف آنها مضاعف ميشد ، ثانيا براى آنهائيكه عقب مىنشستند ، از اين حيث ، كه در مقابل دشمن واقع ميشدند . چون قشونى ، كه مأمور بود از چپ و راست حركت كند ، بهم پيوست ، حرارتى جديد در آن پيدا شد ، زيرا صفهاى اوّل تكيه بصفوف آخر داد و صفوف آخر صف‌هاى اوّل را پوشيد . بدين نهج صفوف اوّل و آخر از بهترين سربازان تركيب يافتند و سربازانى ، كه به خوبى آنها نبودند ، در وسط ماندند . اين ترتيب خواه براى جنگ و خواه براى اينكه