تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
بينند ، بواسطه ترس بر بىنظمى آنها خواهد افزود . اگر كسى از شماها ميترسد از اين جهت ، كه ميگويند بايد از داخل‌شدن بشهرى واهمه داشت و الا ، ممكن است ، كه اهالى شهر از بالاخانه‌ها حمله‌كنندگان را خرد كنند ، تشويشى به خود راه ندهيد : اگر آنها به بام صعود كنند ، ما خداى ( هفايس‌تس ) « 1 » را داريم ( اين رب النوع بعقيدهء يونانيها خداى آتش زيرزمين بود ، اينجا هم كزنفون از نظر يونانيها حرف زده ) چهارطاقيهاى آنها از چيزهاى سوختنى است ، درها از چوب درخت خرما ساخته شده و با قيرى ، كه قابل احتراق است ، اندود كرده‌اند . ما مشعل‌هاى زياد براى آتش زدن اين قسمت‌ها داريم . ما قطران و فتيله داريم و اين چيزها بقدرى زود آتش ميگيرد ، كه دشمن بايد خانه‌ها را تخليه كرده فرار كند ، يا در آتش بسوزد . برويد و اسلحه برگيريد ، به يارى خداوند من شما را رهبرم . اىگاداتاس و گبرياس ، شما راه را بما نشان دهيد . چون شما راه را ميدانيد ، وقتى كه ما وارد شديم ، ما را يك سر بقصر ببريد » . گبرياس گفت : « جاى حيرت نيست ، اگر دروازه‌هاى قصر باز باشد ، زيرا امشب همه مشغول عيش‌ونوش‌اند ، باوجوداين مستحفظين دم دروازه‌ها خواهند بود ، زيرا هميشه قراولانى كشيك ميكشند » . كوروش - « اين مطلب را نبايد حقير شمرد ، ولى بايد رفت و بر تمامى اين مردم ناگهان تاخت » . پس از آن همه حركت كردند . هركه را از دشمنان ، كه ميديدند ، ميكشتند ، بعضى بخانه‌هاى خودشان فرار و برخى فرياد ميكردند . سربازان گبرياس ، مثل اينكه در جشنى با آنان باشند ، بفريادهاى آنان جواب ميدادند و مستقيما به طرف قصر ميرفتند . قشونى ، كه در تحت امر گاداتاس و گبرياس بود ، در قصر را بسته يافت . سپاهيانى كه مأمور بودند ، بقراولان حمله كنند ، در موقعى ، كه آنها در حوالى آتشى مشغول باده‌نوشى بودند ، بر آنان تاختند . بر اثر اين حمله فريادها بلند شد و قراولانى ، كه در درون قصر بودند ، همهمه و غوغا را شنيدند . پادشاه امر كرد ، ببينند چه خبر است و كسى در را باز كرد . گاداتاس و سپاهيانش باشخاصيكه بيرون آمده بودند و ميخواستند برگردند
هامش
( 1 ) -Hephaistos ( Vulcain ) .