تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
خراب كرده ، تعمير كنند و وجهى ، كه لازم است از خزانهء دولت داده شود ، ظروف طلا و نقره را ، كه بخت النصر از بيت المقدس ببابل آورده است بملت يهود برگردانند . بر اثر فرمانهاى مذكور هزاران مرد و زن و آقا و برده از ملت يهود به طرف اورشليم روانه شدند . در اين‌جا لازم است توضيح شود ، كه بيشتر اينها مردمان فقير بودند ، زيرا اغنياى آنها ، كه در بابل كسب و شغلى يافته بودند ، نخواستند دست از كار خود كشيده به بيت المقدس برگردند ، ولى موافق فرمان كمكهائى بانهائى ، كه عازم شدند ، كردند . بعد از ورود به بيت المقدس يهوديها بتجديد معابد پرداختند ، و ليكن به زودى نفاقى شديد بين مردمى ، كه در فلسطين مانده و آنهائى ، كه ببابل آمده بودند ، پديد آمد و ، مخصوصا در سر ساختن معبد جديد ، اختلاف بدرجه‌اى رسيد ، كه باعث نگرانى كوروش شد . او در ابتدا بمطالب آنها رسيدگى مىكرد ، ولى عرضحالهاى زياد و متضاد ، كه همواره از طرفين ميرسيد ، بالاخره او را مجبور كرد ، فرمان را بعد از سه سال معلق بدارد ، تا تقاضاهاى طرفين براى او روشن شود . از قرار معلوم ، بعد اين مسئله در زمان او ديگر مطرح نشده ، ولى در زمان اردشير اوّل ، داريوش دوّم و ساير شاهان هخامنشى باز احكامى صادر شد ، كه در جاى خود بيايد . خلاصه آن‌كه اين فرمان در زمان اردشير دوّم كاملا مجرى گشت . راجع بظروفى ، كه بامر كوروش بملت يهود پس دادند ، در كتاب عزرا باب اوّل چنين نوشته شده : « و كوروش پادشاه ظروف خانهء خداوند را ، كه نبوكدنصّر آنها را از اورشليم آورده در خانهء خدايان گذاشته بود ، بيرون آورد و كوروش پادشاه آنها را از دست ميتردات ( حالا مهرداد گويند ) خزانه‌دار خود بيرون آورد ، به شش‌بصّر رئيس يهوديان شمرد . عدهء آنها اين است : سى طاس طلا ، هزار طاس نقره ، بيست و نه كارد ، سى جام طلا ، چهارصد جام نقره از قسم دوّم ، هزار ظرف ديگر . تمامى ظروف طلا و نقره پنجهزار و چهارصد بود و شش‌بصّر همهء آنها را ، با اسرائيكه از بابل به اورشليم ميرفتند ، برد » . شش‌بصّر حاكم فلسطين بود و او را يهوديها باجازهء كوروش براى حكومت انتخاب