تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
يعنى پس از اينكه پارسىها ملل مشرق قديم را در تحت دولت مشكّل واحدى در آورده بيونان برخوردند ، جنگهاى ايران و يونان وقوع يافت و يونانىها در مشرق منتشر شده زمينهء استيلاى قوم خود را آماده كردند ، ولى برخى با اين عقيده همراه نيستند ، چه ثابت شده ، كه بعد از جهانگيريهاى پارسىها اوضاع و احوال مشرق قديم تغيير نكرد ، ملل سير تكاملى خود را مىپيمودند و زندگانى سياسى بعض ملل از نو تجديد ميشد . بعبارت ديگر در تحت لواى شاهنشاهى ايران نه ملتى مرد و نه تمدنى از تمدنهاى قديم از ميان رفت . بعضى پيدايش اسكندر و فتوحات او را حدّ نهائى تاريخ مشرق قديم تصوّر ميكنند ، چه ميگويند كه ، با غلبهء اسكندر بردولت هخامنشى ، عنصر يونانى در مشرق برترى يافت و تمدّن مشرق از شرقى بيونانى تبديل شد ، ولى مطالعات دقيق ثابت مىكند كه تمدّن يونانى ، باستثناى بعض سواحل درياى اژه ( بحر الجزائر ) و درياى مغرب ، در جاهاى ديگر مشرق قديم بعمق نرفت ، تمدّنهاى قديم باقى ماند و خود اسكندر و بعد از او سلوكىها و غيره ، تا درجه‌اى ، در تحت اثر اين تمدّنها درآمدند . مذهب مسيحى هم ، بر خلاف آنچه بعضى تصوّر كرده‌اند ، كاملا خاتمه به اين عهد ممتد مشرق نداد ، زيرا مردمان زياد مذهب مسيحى را پذيرفتند ، بىاينكه از گذشته‌ها و عادات خود صرف‌نظر كرده ، يا بطور كلّى ، احوال روحى خود را تغيير داده باشند . از الهيات و ادبيات آنها هم اين نكته روشن است . پس از آنچه گفته شد بالطبع اين سؤال پيش مىآيد ، كه بالاخره تاريخ مشرق قديم كى خاتمه يافته ؟ با فتوحات مسلمين ، زيرا مسلمين ملل زياديرا ، كه تمدّن قديم شرقى داشتند ، بدين جديد درآوردند و با دين اسلام عادات و اخلاق و تمدّنهاى قديم بمرور از ميان رفت ، اكثر ملل زبان خود را فراموش كردند ، اينكه سهل است تاريخ خود را هم از خاطرها زدودند و زبان و تمدّن عرب جايگير تمدنهاى قديم شرقى گرديد . بنابراين ميتوان گفت ، كه زوال