تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
كن هرقدر كه بخواهى » كياكسار - « شايد همين كار كنم » بعد كوروش او را بوسيد و ، چون ماديها و پارسيها و ديگران آشتى كردن آنها را ديدند ، از نگرانى بيرون آمده شاد شدند . بعد كياكسار سوار شده در سر قشون جا گرفت و باشارهء كوروش ماديها از عقب او روانه شدند . پارسيها از دنبال كوروش و ساير قسمتها از دنبال پارسىها به راه افتادند . كياكسار را به خيمه‌اى ، كه از غنائم جنگ براى او نگاهداشته بودند بردند ، سازندگان و دو نفر زن ، كه از اسرا سهم او شده بودند ، بامر كوروش در خيمه او بودند . بعد عدّه‌اى از ماديها ، بعضى بميل خودشان و برخى باشارهء كوروش ، نزد كياكسار رفته براى او خدمه و هدايائى بردند : يكى شربت‌دارى صبيح ، ديگرى آشپزى خوب ، سوّمى لباسى فاخر وقس عليهذا . پادشاه ماد از اين رفتار ماديها تسلى يافت ، چه ديد ، كه كوروش دل آنها را از او برنگردانيده . چون هنگام صرف غذا رسيد ، كياكسار كوروش را بسر سفرهء خود دعوت كرد ، ولى كوروش نپذيرفت و گفت ، كه بايد به سپاهيان سركشى كرده ببيند لوازم استراحت آنها مهيا است يا نه و بعد علاوه كرد ، كه فردا صاحبمنصبان قشون در دربار او حاضر خواهند بود ، زيرا لازم است شور كنند ، كه جنگ را بايد ادامه داد يا قشون را مرخص كرد . پس از آن كياكسار به صرف غذا مشغول شد و كوروش ، پيش از آنكه بسپاهيان سركشى كند ، دوستان خود را جمع كرده به آنها چنين گفت : « ولاياتى را ، كه از دشمنان گرفته‌ايم در تصرف خود نگاه خواهيم داشت . از قواى دشمن همه روزه ميكاهد و بر قواى ما ميافزايد . اگر متحدين ما بخواهند با ما بمانند ( يعنى بخانه‌هاى خودشان برنگردند ) ، كارهاى بزرگ انجام خواهيم داد . در همراه كردن آنها با اينمقصود ، كه ما را ترك نكنند ، شما نبايد كمتر از من كوشش كنيد . چنان كه در جنگ هر كس بيشتر اسير بگيرد ، بر ديگرى ، كه كمتر گرفته ، برترى دارد ، حالا هم ، هريك از شما ، كه عدّهء بيشترى از متحدين را با خود همعقيده كند ، لياقت خود را بيشتر نموده است » .

تقاضاى عدم مرخّصى قشون

( كتاب 6 ، فصل 1 ) روز ديگر صاحبمنصبان در دربار كياكسار حاضر شدند و در اين انتظار ، كه او لباس پوشيده بيرون آيد ، دوستان كوروش از كادوسيان و گرگانيان و سكاها با هيستاسپ